uneatable

[ایالات متحده]/ʌn'iːtəb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'itəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل خوردن، ناخوشایند برای خوردن.

جملات نمونه

The food at the orphan house was so bad that it's uneatable.; The food at the orphan house was so bad that it's hardly eatable.

غذا در خانه یتیمان آنقدر بد بود که غیرقابل خوردن بود؛ غذا در خانه یتیمان آنقدر بد بود که به سختی قابل خوردن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید