unexplored

[ایالات متحده]/ʌnɪk'splɔːd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪk'splɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هنوز به طور کامل بررسی یا مطالعه نشده است؛ هنوز در نظر گرفته یا فکر نشده است.

عبارات و ترکیب‌ها

unexplored territories

سرزمین‌های اکتشاف‌نشده

جملات نمونه

prehistoric finds made in an unexplored cave

یافته‌های پیش از تاریخ در یک غار کشف نشده.

Very little forest is left unexplored nowadays.

اکنون جنگل بسیار کمی وجود دارد که هنوز کشف نشده باشد.

the research focuses on an unexplored theme in European history.

تحقیقات بر روی یک موضوع کشف نشده در تاریخ اروپا تمرکز دارد.

Every day his science is penetrating into the region formerly marked in his map as unexplored or inexplorable.

هر روز علم او به منطقه ای که قبلاً در نقشه او به عنوان کشف نشده یا غیر قابل کشف مشخص شده بود، نفوذ می کند.

No trope of stagecraft went unexplored this week as the United States jockeyed for advantage in a high-level economic dialogue with China.

این هفته هیچ یک از کلیشه‌های ساخت صحنه کشف نشد، زیرا ایالات متحده برای کسب برتری در یک گفتگوی اقتصادی سطح بالا با چین تلاش کرد.

venture into unexplored waters

وارد آب‌های ناشناخته شوید.

unexplored depths of the ocean

اعماق ناشناخته اقیانوس

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید