unfragmented

[ایالات متحده]/ˌʌnˈfræɡmentɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnˈfræɡmentɪd/

ترجمه

adj. ناپاره‌پاره نبودن؛ تقسیم‌نشده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

unfragmented data

داده‌های یکپارچه

unfragmented memory

حافظه یکپارچه

unfragmented packet

بسته یکپارچه

keeps it unfragmented

آن را یکپارچه نگه می‌دارد

remains unfragmented

یکپارچه باقی می‌ماند

unfragmented attention

توجه یکپارچه

unfragmented experience

تجربه یکپارچه

was unfragmented

یکپارچه بود

unfragmented narrative

روایت یکپارچه

جملات نمونه

the researcher noted the unfragmented attention span of the subject during the experiment.

محقق به توان توجه بدون قطعه‌بندی شده‌ی موضوع در طول آزمایش توجه کرد.

our unfragmented focus allowed us to complete the complex project ahead of schedule.

تمرکز بدون قطعه‌بندی شده‌ی ما به ما این امکان را داد که پروژه پیچیده را زودتر از موعد به پایان برسانیم.

the unfragmented data stream provided accurate readings throughout the monitoring period.

جریان داده بدون قطعه‌بندی شده، در طول دوره نظارت، خوانش‌های دقیقی ارائه کرد.

archaeologists discovered an unfragmented narrative etched into the ancient tablets.

باستان‌شناسان یک روایت بدون قطعه‌بندی شده را که روی قرص‌های باستانی حک شده بود، کشف کردند.

modern meditation techniques promote an unfragmented state of consciousness.

تکنیک‌های مدرن مدیتیشن، یک حالت آگاهی بدون قطعه‌بندی شده را ترویج می‌کنند.

the unfragmented signal maintained clear communication despite the interference.

سیگنال بدون قطعه‌بندی شده، علیرغم تداخل، ارتباط واضحی را حفظ کرد.

historians were excited to find an unfragmented sequence of events documented in the archives.

تاریخ‌نگاران از یافتن یک توالی رویدادهای بدون قطعه‌بندی شده که در بایگانی‌ها مستند شده بود، هیجان‌زده بودند.

virtual reality technology aims to create an unfragmented user experience.

فناوری واقعیت مجازی هدف دارد یک تجربه کاربری بدون قطعه‌بندی شده ایجاد کند.

the unfragmented flow of traffic during rush hour surprised the city planners.

جریان ترافیک بدون قطعه‌بندی شده در ساعات شلوغی، برنامه‌ریزی‌های شهری را شگفت‌زده کرد.

patients recovering from the treatment reported unfragmented memory recall.

بیمارانی که در حال بهبودی از درمان بودند، به یادآوری حافظه بدون قطعه‌بندی شده گزارش دادند.

the unfragmented continuity of the film series impressed critics and audiences alike.

استمرار بدون قطعه‌بندی شده‌ی مجموعه فیلم‌ها، منتقدان و مخاطبان را به یک اندازه تحت تأثیر قرار داد.

scientists observed an unfragmented perception of depth in the test subjects.

دانشمندان یک درک بدون قطعه‌بندی شده از عمق را در بین افراد آزمایش مشاهده کردند.

the new software ensures unfragmented file storage across multiple devices.

نرم‌افزار جدید، ذخیره‌سازی فایل بدون قطعه‌بندی شده در چندین دستگاه را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید