unilinear

[ایالات متحده]/ˌjuːnɪˈlɪnɪə/
[بریتانیا]/ˌjunɪˈlɪnər/

ترجمه

adj. در حال توسعه در یک خط مستقیم یا در مراحل؛ پیروی از یک مسیر یا دوره در طول؛ تک خطی

عبارات و ترکیب‌ها

unilinear model

مدل یک خطی

unilinear process

فرآیند یک خطی

unilinear growth

رشد یک خطی

unilinear path

مسیر یک خطی

unilinear trend

روند یک خطی

unilinear relationship

ارتباط یک خطی

unilinear structure

ساختار یک خطی

unilinear function

تابع یک خطی

unilinear analysis

تجزیه و تحلیل یک خطی

جملات نمونه

the unilinear model simplifies complex processes.

مدل یک خطی فرآیندهای پیچیده را ساده می کند.

in anthropology, unilinear evolution is a significant theory.

در مردم شناسی، تکامل یک خطی یک نظریه مهم است.

unilinear thinking can limit creative problem-solving.

تفکر یک خطی می تواند توانایی حل مسئله خلاقانه را محدود کند.

the unilinear approach is often criticized for its oversimplification.

رویکرد یک خطی اغلب به دلیل ساده سازی بیش از حد مورد انتقاد قرار می گیرد.

unilinear perspectives can lead to misunderstandings in communication.

دیدگاه های یک خطی می تواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.

many cultures do not follow a unilinear path of development.

بسیاری از فرهنگ ها یک مسیر یک خطی برای توسعه را دنبال نمی کنند.

unilinear narratives can be found in historical accounts.

داستان های یک خطی را می توان در گزارش های تاریخی یافت.

he proposed a unilinear framework for analyzing trends.

او یک چارچوب یک خطی برای تجزیه و تحلیل روندها پیشنهاد کرد.

unilinear models are useful in certain scientific studies.

مدل های یک خطی در برخی از مطالعات علمی مفید هستند.

the unilinear development of technology has its drawbacks.

توسعه یک خطی فناوری مضرات خود را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید