uniped

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪpɛd/
[بریتانیا]/ˈjuːnɪpɛd/

ترجمه

adj. یک پا یا پا داشتن؛ تک‌پای

عبارات و ترکیب‌ها

uniped support

حمایت یک پا

uniped balance

تعادل یک پا

uniped motion

حرکت یک پا

uniped stance

وضعیت ایستادن یک پا

uniped exercise

تمرین یک پا

uniped training

آموزش یک پا

uniped technique

تکنیک یک پا

uniped activity

فعالیت یک پا

uniped performance

عملکرد یک پا

uniped skills

مهارت های یک پا

جملات نمونه

the uniped creature hopped across the field.

آن موجود تک پا در سراسر زمین می‌پرید.

he balanced skillfully on his uniped skateboard.

او به طرز ماهرانه روی اسکیت بورد تک پایش تعادل برقرار کرد.

during the show, the uniped performer amazed the audience.

در طول نمایش، هنرمند تک پا مخاطبان را شگفت زده کرد.

the uniped design of the chair was both unique and functional.

طراحی تک پا صندلی هم منحصر به فرد و هم کاربردی بود.

she created a uniped sculpture that captured attention.

او مجسمه ای تک پا ساخت که توجه را به خود جلب کرد.

the uniped athlete trained hard for the upcoming competition.

آن ورزشکار تک پا برای مسابقات آتی سخت تمرین کرد.

his uniped approach to problem-solving was innovative.

رویکرد تک پا او برای حل مسئله نوآورانه بود.

the uniped robot demonstrated impressive agility.

ربات تک پا چابکی چشمگیری را نشان داد.

she wore a uniped shoe as part of her costume.

او یک کفش تک پا را به عنوان بخشی از لباسش پوشید.

the uniped dancer captivated the crowd with her grace.

رقصنده تک پا با ظرافت خود مخاطبان را مجذوب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید