unkeepable

[ایالات متحده]/ʌnˈkiːpəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈkiːpəbl/

ترجمه

adj. نام جذاب یا قابل توجه؛ غیر قابل توجه.

جملات نمونه

his unkeepable promises finally drove her away.

وعده‌های غیرقابل تحقق او سرانجام او را از خود دور کرد.

the unkeepable vow haunted him for years.

این سوگند غیرقابل تحقق سال‌ها او را آزار می‌داد.

she made an unkeepable commitment without thinking.

او بدون فکر کردن به یک تعهد غیرقابل تحقق متعهد شد.

an unkeepable secret is a heavy burden to bear.

یک راز غیرقابل تحقق بار سنگینی برای تحمل است.

the unkeepable appointment was scheduled for tomorrow.

قرار ملاقات غیرقابل تحقق برای فردا برنامه ریزی شده بود.

the deadline proved unkeepable for the team.

مهلت مقرر برای تیم غیرقابل دستیابی بود.

they entered into an unkeepable agreement.

آنها وارد یک توافق غیرقابل تحقق شدند.

an unkeepable resolution is worse than none at all.

یک تصمیم غیرقابل تحقق بدتر از هیچ است.

the unkeepable obligation weighed heavily on his conscience.

این تعهد غیرقابل تحقق سنگینی بر وجدان او داشت.

her unkeepable word came back to haunt her.

کلمه غیرقابل تحقق او دوباره برای آزارش بازگشت.

he made an unkeepable pledge during the ceremony.

او در طول مراسم یک قول غیرقابل تحقق داد.

the unkeepable contract was void from the beginning.

قرارداد غیرقابل تحقق از ابتدا باطل بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید