unsystematicness

[ایالات متحده]//ˌʌn.sɪs.təˈmæt.ɪk.nəs//
[بریتانیا]//ˌʌn.sɪs.təˈmæt.ɪk.nəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم داشتن یک سیستم، روش یا برنامه.

عبارات و ترکیب‌ها

sheer unsystematicness

خالص ناسیستماتیسیت

total unsystematicness

کلی ناسیستماتیسیت

apparent unsystematicness

ناشایانه ناسیستماتیسیت

unsystematicness itself

خود ناسیستماتیسیت

such unsystematicness

چنین ناسیستماتیسیتی

characteristic unsystematicness

ویژگی ناسیستماتیسیت

inherent unsystematicness

موجود درونی ناسیستماتیسیت

intellectual unsystematicness

ذهنی ناسیستماتیسیت

organizational unsystematicness

سازمانی ناسیستماتیسیت

utter unsystematicness

کامل ناسیستماتیسیت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید