unty

[ایالات متحده]/ˈʌnti/
[بریتانیا]/ˈʌnti/

ترجمه

n. یک فرم گفتاری یا کوتاه‌شده از عمه
شکل‌های واژه
جمعunties

عبارات و ترکیب‌ها

bounty hunter

کاچگر جایزه

bounty program

برنامه جایزه

generous bounty

جایزه لطفا

autumn bounty

جایزه پاییز

bounty system

سیستم جایزه

royal bounty

جایزه ملکی

earth's bounty

جایزه زمین

bounty rewards

پاداش جایزه

seasonal bounty

جایزه فصلی

bounty hunter movie

فیلم کاچگر جایزه

جملات نمونه

the hunter collected the bounty on the wanted criminal.

کاکش قبضه‌گر جایزه‌ای که برای جنایتکار مورد علاقه پرداخته شده بود را جمع کرد.

the county fair attracts thousands of visitors each year.

بازار سالانه شهر به هر سال هزاران بازدید کننده جذب می‌کند.

farmers celebrated the autumn harvest bounty.

کشاورزان جشن زیبایی از میوه‌های پاییزی را جشن گرفتند.

the county sheriff maintains law and order in the region.

شریف شهر قانون و نظم در منطقه را حفظ می‌کند.

she received a generous bounty for her hard work.

او به دلیل کار سخت خود یک جایزه زیاد دریافت کرد.

the county library offers free access to all residents.

کتابخانه شهر به تمام ساکنین دسترسی رایگان ارائه می‌دهد.

the ocean provides a rich bounty of fish and seafood.

دریا میوه‌های فراوانی از ماهی و ماهیگویی ارائه می‌دهد.

he traveled across three counties to find his missing dog.

او برای یافتن سگ گم شده‌اش از سه شهر گذشت.

the bounty hunter tracked the fugitive for months.

کاکش جایزه‌گر به دنبال فراری را به مدت ماه‌ها دنبال کرد.

the county council voted on the new public park proposal.

شورای شهر به پیشنهاد پارک عمومی جدید رای داد.

nature's bounty is evident in the lush tropical forests.

فرابه‌های گیاهی گرمسیری از ثروت طبیعت آشکار است.

the county hospital provides medical care for the entire region.

بیمارستان شهر به تمام منطقه خدمات پزشکی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید