urbanism

[ایالات متحده]/'ɜːbənɪzəm/
[بریتانیا]/'ɝbən,ɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیوه زندگی شهری؛ تمرکز در شهرها.

جملات نمونه

urbanism plays a crucial role in shaping cities

برنامه‌ریزی شهری نقش مهمی در شکل‌دهی شهرها ایفا می‌کند.

the urbanism of this city reflects a blend of modern and traditional architecture

برنامه‌ریزی شهری این شهر ترکیبی از معماری مدرن و سنتی را نشان می‌دهد.

urbanism focuses on the design and development of urban areas

برنامه‌ریزی شهری بر طراحی و توسعه مناطق شهری تمرکز دارد.

urbanism seeks to create sustainable and livable cities

برنامه‌ریزی شهری به دنبال ایجاد شهرهای پایدار و قابل سکونت است.

the urbanism movement advocates for pedestrian-friendly environments

جنبش برنامه‌ریزی شهری از محیط‌های مناسب برای پیاده‌رو حمایت می‌کند.

urbanism involves studying the social, economic, and environmental aspects of cities

برنامه‌ریزی شهری شامل مطالعه جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شهرها می‌شود.

urbanism influences the way people interact with their surroundings

برنامه‌ریزی شهری بر نحوه تعامل مردم با محیط اطرافشان تأثیر می‌گذارد.

urbanism addresses issues such as urban sprawl and gentrification

برنامه‌ریزی شهری به مسائلی مانند گسترش شهر و تغییر کاربری پاسخ می‌دهد.

urbanism promotes the idea of mixed-use development in urban areas

برنامه‌ریزی شهری ایده توسعه ترکیبی در مناطق شهری را ترویج می‌کند.

urbanism considers the historical context of cities in planning for the future

برنامه‌ریزی شهری زمینه تاریخی شهرها را در برنامه‌ریزی برای آینده در نظر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید