usb

[ایالات متحده]/ˈjuːɛsbiː/
[بریتانیا]/ˈjuːɛsbiː/

ترجمه

abbr. بُس سریال جهانی

عبارات و ترکیب‌ها

usb drive

پریز USB

usb port

پورت USB

connect via usb

اتصال از طریق USB

usb cable

کابل USB

usb flash drive

پریز فلش USB

transfer files via usb

ارسال فایل‌ها از طریق USB

usb storage device

دستگاه ذخیره ساز USB

usb-c port

پورت USB-C

usb headset

هیدفون USB

جملات نمونه

connect your device using a usb cable.

دستگاه خود را با کابل USB متصل کنید.

the computer came with a usb mouse.

کامپیوتر با یک ماوس USB همراه بود.

i need to buy a new usb drive.

نیاز دارم یک دستگاه USB جدید بخرم.

this phone has a built-in usb port.

این تلفن دارای یک پورت USB داخلی است.

the printer uses a usb connection.

چاپگر از اتصال USB استفاده می کند.

he transferred the files via usb flash drive.

او فایل ها را از طریق دستگاه USB انتقال داد.

make sure your usb device is properly plugged in.

مطمئن شوید دستگاه USB شما به درستی وصل شده است.

the usb port is on the back of the computer.

پورت USB در پشت کامپیوتر قرار دارد.

i lost my usb charger.

شارژر USB من را از دست دادم.

this software requires a usb connection.

این نرم افزار نیاز به اتصال USB دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید