usher in
وارد کردن
usher guests
راهنمایی مهمانان
ushering a visitor out.
خروج دادن یک مهمان.
The ushers wore blue.
خدمتکاران لباس آبی پوشیده بودند.
Follow the usher to your seat.
پیروز خدمتکار را تا صندلی خود دنبال کنید.
was ushered into the archbishop's august presence.
به حضور با شکوه و عالی مقام اسقف اعظم وارد شدند.
a celebration to usher in the new century.
جشنی برای آغاز قرن جدید.
ushered every Sunday at church.
هر یکشنبه در کلیسا راهنمایی شد.
with a flourish , she ushered them inside.
با یک حرکت نمایشی، آنها را به داخل راهنمایی کرد.
The usher conducted us to our seats.
خدمتکار ما را به صندلیهایمان راهنمایی کرد.
a waiter ushered me to a table.
یک گارسون من را به یک میز راهنمایی کرد.
He ushered me into the drawing room.
او من را به اتاق نشیمن راهنمایی کرد.
The students ushered in the new term.
دانشجویان ترم جدید را آغاز کردند.
The ushers will seat the members of the bride's family.
خدمتکاران اعضای خانواده عروس را می نشانند.
The usher seated me in the back row.
خدمتکار من را در ردیف آخر نشاند.
The usher was told to look out into the audience and count noses.
از خدمتکار خواسته شد که به جمعیت نگاه کند و تعداد افراد را بشمارد.
A round of parties ushered in the New Year.
مجموعهای از مهمانیها سال جدید را آغاز کردند.
The usher seated us in the front row.
خدمتکار ما را در ردیف جلو نشاند.
The usher seated them in the front row.
خدمتکار آنها را در ردیف جلو نشاند.
The girl ushered me along the aisle to my seat.
دخره من رو در طول راهرو به سمت صندلیام راهنمایی کرد.
The usher handed the patron to a reserved seat.
خدمتکار تماشاچی را به صندلی رزرو شده تحویل داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید