event attendee
شرکتکننده در رویداد
The conference had a large number of attendees from different countries.
کنفرانس تعداد زیادی از شرکتکنندگان از کشورهای مختلف داشت.
The event organizer provided name tags for each attendee.
سازماندهنده رویداد برچسبهای نام برای هر شرکتکننده ارائه کرد.
The attendees gathered in the main hall for the opening ceremony.
شرکتکنندگان برای مراسم افتتاحیه در تالار اصلی گرد هم آمدند.
As an attendee, you are encouraged to ask questions during the Q&A session.
به عنوان یک شرکتکننده، از شما تشویق میشود در طول جلسه پرسش و پاسخ سؤالاتی بپرسید.
The attendees were impressed by the keynote speaker's presentation.
شرکتکنندگان تحت تأثیر ارائه سخنران اصلی قرار گرفتند.
The conference program included networking opportunities for attendees.
برنامه کنفرانس شامل فرصتهای شبکهسازی برای شرکتکنندگان بود.
Each attendee received a certificate of participation at the end of the workshop.
هر شرکتکننده در پایان کارگاه گواهی شرکت دریافت کرد.
The attendees were divided into smaller groups for the breakout sessions.
شرکتکنندگان برای جلسات جداگانه به گروههای کوچکتر تقسیم شدند.
The event feedback survey was sent to all attendees for their input.
نظرسنجی بازخورد رویداد برای دریافت نظرات آنها برای همه شرکتکنندگان ارسال شد.
The conference registration fee includes meals for all attendees.
هزینه ثبت نام کنفرانس شامل وعدههای غذایی برای همه شرکتکنندگان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید