uteri

[ایالات متحده]/ˈjuːtəraɪ/
[بریتانیا]/ˈjuːtəraɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع رحم

عبارات و ترکیب‌ها

multiple uteri

رحم‌های متعدد

uterine uteri

رحم‌های رحمی

bicornuate uteri

رحم دوقلویزی

septate uteri

رحم منقسم

didelphys uteri

رحم دی‌دلفیس

normal uteri

رحم‌های طبیعی

abnormal uteri

رحم‌های غیرطبیعی

hypoplastic uteri

رحم هیپوپلاستیک

uterine anomalies

ناهنجاری‌های رحمی

جملات نمونه

uteri can vary in size among different species.

رحم می‌تواند از نظر اندازه در گونه‌های مختلف متفاوت باشد.

the health of the uteri is crucial for reproduction.

سلامت رحم برای تولید مثل بسیار مهم است.

some conditions can affect the uteri negatively.

برخی شرایط می‌توانند به طور منفی بر رحم تأثیر بگذارند.

uteri can be examined through ultrasound imaging.

می‌توان رحم را از طریق تصویربرداری سونوگرافی بررسی کرد.

women have two uteri in a rare medical condition.

در یک شرایط پزشکی نادر، زنان دو رحم دارند.

uteri play a significant role in the menstrual cycle.

رحم نقش مهمی در چرخه قاعدگی ایفا می‌کند.

research is ongoing to understand uteri health better.

تحقیقات برای درک بهتر سلامت رحم ادامه دارد.

uteri are essential organs for carrying a fetus.

رحم اندام‌های ضروری برای حمل جنین هستند.

uteri can be affected by hormonal changes.

رحم می‌تواند تحت تأثیر تغییرات هورمونی قرار گیرد.

doctors often study the structure of uteri.

پزشکان اغلب ساختار رحم را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید