uzi

[ایالات متحده]/ˈuːzi/
[بریتانیا]/ˈuːzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تفنگ زیرمجموعه
Word Forms
جمعuzis

عبارات و ترکیب‌ها

uzi gun

تفنگ اوزی

uzi model

مدل اوزی

uzi shooter

تیرانداز اوزی

uzi magazine

مخزن اوزی

uzi style

سبک اوزی

uzi weapon

سلاح اوزی

uzi fire

آتش اوزی

uzi tactical

تاکتیکی اوزی

uzi performance

عملکرد اوزی

uzi variant

نسخه اوزی

جملات نمونه

he plays with his uzi in the video game.

او با مسلسل خود در بازی ویدیویی بازی می‌کند.

the uzi is a popular submachine gun.

مسلسل يو زي یک مسلسل سبک محبوب است.

she chose the uzi for her character in the game.

او يو زي را برای شخصیت خود در بازی انتخاب کرد.

he trained with an uzi at the shooting range.

او با مسلسل يو زي در ميدان تیر آموزش دید.

the uzi has a distinctive design.

يو زي دارای طراحی متمایزی است.

they discussed the history of the uzi.

آنها درباره تاریخچه مسلسل يو زي بحث کردند.

using an uzi requires proper training.

استفاده از مسلسل يو زي نیاز به آموزش مناسب دارد.

he admired the craftsmanship of the uzi.

او از هنر ساخت مسلسل يو زي تحسین کرد.

the uzi is known for its compact size.

مسلسل يو زي به دلیل اندازه جمع و جور خود شناخته شده است.

in the movie, the hero uses an uzi.

در فیلم، قهرمان از مسلسل يو زي استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید