vaginal

[ایالات متحده]/və'dʒaɪnəl/
[بریتانیا]/və'dʒaɪnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به واژن؛ مربوط به غلاف

عبارات و ترکیب‌ها

vaginal discharge

خونریزی واژینال

vaginal itching

خارش واژن

vaginal odor

بوی واژن

vaginal dryness

خشکی واژن

vaginal infection

عفونت واژن

vaginal delivery

زایمان طبیعی

vaginal bleeding

خونریزی واژینال

vaginal opening

دهانه واژن

vaginal fluid

ترشحات واژینال

جملات نمونه

She feels some vaginal itching.

او احساس خارش واژینال می کند.

The dilated ectopic ureters draining the bilateral hydronephrotic upper renal segments issued into vaginal vestibule and caused urinary incontinence.

اورترهای اکتوپیک گشاد شده که حوضچه های کلیوی فوقانی دوطرفه را تخلیه می کردند، وارد واژینال و باعث نشت ادرار شدند.

Methods:We have treated 35 patients who is sick gynecologial benign tumor and needs panhysterectomy by LAVH(laparoscopically assisted vaginal hysterectomy) form July,1997.

روش‌ها: ما 35 بیمار مبتلا به تومورهای خوش‌خیم زنان که نیاز به پان هیسترکتومی داشتند را با استفاده از LAVH (هیسترکتومی واژینال با کمک لاپاروسکوپی) از ژوئیه 1997 درمان کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید