valvule

[ایالات متحده]/ˈvælvjuːl/
[بریتانیا]/ˈvælvjuːl/

ترجمه

n. شیر کوچک یا دریچه; دریچه تخم‌گذاری در حشرات; لوب یا بخش کوچک
Word Forms
جمعvalvules

عبارات و ترکیب‌ها

valvule opening

باز شدن دریچه

valvule function

عملکرد دریچه

valvule repair

تعمیر دریچه

valvule closure

بستن دریچه

valvule disease

بیماری دریچه

valvule assessment

ارزیابی دریچه

valvule replacement

جایگزینی دریچه

valvule stenosis

تنگی دریچه

valvule dysfunction

اختلال عملکرد دریچه

valvule imaging

تصویربرداری دریچه

جملات نمونه

the heart contains several important valvules.

قلب حاوی چندین دریچه مهم است.

doctors study the function of valvules in the circulatory system.

پزشکان عملکرد دریچه‌ها را در سیستم گردش خون مطالعه می‌کنند.

valvules play a critical role in ensuring proper blood flow.

دریچه‌ها نقش مهمی در حفظ جریان صحیح خون ایفا می‌کنند.

defective valvules can lead to serious health issues.

دریچه‌های معیوب می‌توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.

surgeons often repair damaged valvules during heart surgery.

جراحان اغلب دریچه‌های آسیب‌دیده را در طول جراحی قلب ترمیم می‌کنند.

valvules are essential for maintaining the efficiency of the heart.

دریچه‌ها برای حفظ کارایی قلب ضروری هستند.

research on artificial valvules has advanced significantly.

تحقیقات در مورد دریچه‌های مصنوعی به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

patients with valvule problems may experience fatigue.

بیماران مبتلا به مشکلات دریچه ممکن است احساس خستگی کنند.

understanding valvules helps in diagnosing heart conditions.

درک دریچه‌ها به تشخیص بیماری‌های قلبی کمک می‌کند.

regular check-ups can help monitor the condition of valvules.

معاینات منظم می‌تواند به بررسی وضعیت دریچه‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید