varsity

[ایالات متحده]/'vɑːsɪtɪ/
[بریتانیا]/'vɑrsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیم ورزشی دانشگاه
adj. مربوط به تیم دانشگاه

عبارات و ترکیب‌ها

varsity team

تیم دانشگاهی

varsity jacket

ژاکت دانشگاهی

varsity sports

ورزش‌های دانشگاهی

جملات نمونه

varsity football; a varsity letter.

فوتبال دانشگاهی؛ نشان دانشگاهی

go out for varsity soccer.

برای فوتبال دانشگاهی ثبت نام کنید.

a reject from the varsity team; a tire that is a reject.

یک مرد طرد شده از تیم دانشگاهی؛ یک تایر که طرد شده است.

She plays varsity basketball for the school team.

او بسکتبال دانشگاهی برای تیم مدرسه بازی می‌کند.

He earned a varsity letter in track and field.

او نشان دانشگاهی در دو و میدانی کسب کرد.

Varsity sports are a big part of campus life.

ورزش‌های دانشگاهی بخش مهمی از زندگی دانشگاهی هستند.

The varsity team won the championship last year.

تیم دانشگاهی سال گذشته قهرمان شد.

She was recruited to play on the varsity soccer team.

او برای بازی در تیم فوتبال دانشگاهی جذب شد.

Varsity athletes often balance sports and academics.

ورزشکاران دانشگاهی اغلب بین ورزش و تحصیلات تعادل برقرار می‌کنند.

He is a varsity player in both basketball and volleyball.

او در هر دو بسکتبال و والیبال یک بازیکن دانشگاهی است.

Varsity tryouts are taking place next week.

آزمایش های ورودی دانشگاهی هفته آینده برگزار می شود.

She dreams of playing varsity sports in college.

او رویای بازی در رشته های ورزشی دانشگاهی در کالج را دارد.

Varsity jackets are a symbol of athletic achievement.

ژاکت های دانشگاهی نمادی از دستاورد ورزشی هستند.

نمونه‌های واقعی

I made the varsity team when I was a sophomore.

من وقتی سال دوم دبیرستان بودم به تیم حرفه‌ای راه یافتم.

منبع: Our Day Season 2

She played two varsity sports. She graduated as a valedictorian.

او در دو رشته ورزشی حرفه‌ای بازی کرد. او با رتبه اول فارغ التحصیل شد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Pagourtzis plays on the Santa Fe High School junior varsity football team.

پاگورتزیز در تیم فوتبال جوانان دبیرستان سانتافه بازی می‌کند.

منبع: VOA Special May 2018 Collection

And I coach the boys varsity basketball team at Churchill county high school.

من مربی تیم بسکتبال حرفه‌ای پسران در دبیرستان شهرستان چرچیل هستم.

منبع: VOA Standard English_Americas

Varsity trials were last spring, Mr. Salvatore. -I wasn't here then, sir.

آزمایش‌های ورزشی حرفه‌ای در بهار گذشته بود، آقای سالواتوره. -من آن زمان اینجا نبودم، قربان.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

You're not a varsity athlete the first time you play a new sport.

شما اولین بار که یک ورزش جدید را بازی می‌کنید، یک ورزشکار حرفه‌ای نیستید.

منبع: Celebrity High School Opening Speech

He's got strength. -He's a triple-letter varsity athlete. Of course he has strength. You're reaching.

او قدرت دارد. -او یک ورزشکار حرفه‌ای با سه حرف است. البته که قدرت دارد. شما در حال اغراق هستید.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

Brandi Levy made the vulgar post while off-campus, after failing to make the varsity cheerleading squad.

برندی لووی در حالی که در خارج از محوطه دانشگاه، پس از عدم موفقیت در تیم تشویق ورزشی حرفه‌ای، یک پست زننده منتشر کرد.

منبع: PBS English News

Robert Morris University Illinois was the first university to create a varsity eSport's team in America.

دانشگاه رابرت موریس ایلی‌نوی اولین دانشگاهی بود که یک تیم ورزشی الکترونیکی حرفه‌ای در آمریکا ایجاد کرد.

منبع: Popular Science Essays

Kobe didn't let anybody down either, as he played on the varsity basketball team his freshman year.

کوبه هم باعث ناامیدی کسی نشد، زیرا در سال اول دبیرستان در تیم بسکتبال حرفه‌ای بازی کرد.

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید