vascularity

[ایالات متحده]/ˌvæskjʊˈlærɪti/
[بریتانیا]/ˌvæskjʊˈlærɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا وضعیت عروقی بودن؛ توزیع رگ‌های خونی در یک بافت؛ تامین عروقی

عبارات و ترکیب‌ها

increased vascularity

افزایش عروقی شدن

vascularity assessment

ارزیابی عروقی

vascularity changes

تغییرات عروقی

vascularity improvement

بهبود عروقی

vascularity patterns

الگوهای عروقی

vascularity levels

سطوح عروقی

vascularity mapping

نگاشت عروقی

vascularity analysis

تجزیه و تحلیل عروقی

vascularity features

ویژگی‌های عروقی

vascularity enhancement

تقویت عروقی

جملات نمونه

increased vascularity can improve muscle definition.

افزایش عروق‌خونی می‌تواند به بهبود تعریف عضلات کمک کند.

vascularity is often a sign of low body fat.

عروق‌خونی اغلب نشانه‌ای از چربی کم بدن است.

many bodybuilders aim for maximum vascularity.

بسیاری از بدنسازان به دنبال حداکثر عروق‌خونی هستند.

vascularity can be enhanced through proper hydration.

می‌توان از طریق هیدراتاسیون مناسب، عروق‌خونی را افزایش داد.

some supplements claim to increase vascularity.

برخی از مکمل‌ها ادعا می‌کنند که باعث افزایش عروق‌خونی می‌شوند.

vascularity varies from person to person.

عروق‌خونی از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

high-intensity workouts can boost vascularity.

تمرینات شدید می‌توانند باعث افزایش عروق‌خونی شوند.

diet plays a crucial role in achieving vascularity.

رژیم غذایی نقش مهمی در دستیابی به عروق‌خونی دارد.

some athletes monitor their vascularity closely.

برخی از ورزشکاران به طور دقیق عروق‌خونی خود را کنترل می‌کنند.

vascularity can be affected by genetics.

عروق‌خونی می‌تواند تحت تأثیر ژنتیک قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید