vasculitis

[ایالات متحده]/ˌvæs.kjʊˈlaɪ.tɪs/
[بریتانیا]/ˌvæs.kjʊˈlaɪ.tɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب عروق خونی; واسکولیت ندولر

عبارات و ترکیب‌ها

acute vasculitis

واسكولیت حاد

chronic vasculitis

واسكولیت مزمن

systemic vasculitis

واسكولیت سیستمیک

primary vasculitis

واسكولیت اولیه

secondary vasculitis

واسكولیت ثانویه

vasculitis treatment

درمان واسكولیت

vasculitis symptoms

علائم واسكولیت

vasculitis diagnosis

تشخیص واسكولیت

vasculitis causes

علت واسكولیت

vasculitis management

مدیریت واسكولیت

جملات نمونه

vasculitis can cause inflammation of blood vessels.

واسكولیت می‌تواند باعث التهاب رگ‌های خونی شود.

patients with vasculitis often experience fatigue.

بیماران مبتلا به واسکولیت اغلب خستگی را تجربه می‌کنند.

early diagnosis of vasculitis is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام واسکولیت برای درمان بسیار مهم است.

vasculitis may lead to serious complications if untreated.

در صورت عدم درمان، واسکولیت می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

there are various types of vasculitis affecting different organs.

انواع مختلفی از واسکولیت وجود دارد که اندام‌های مختلف را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

symptoms of vasculitis can vary widely among patients.

علائم واسکولیت می‌تواند در بین بیماران بسیار متفاوت باشد.

doctors may prescribe corticosteroids to manage vasculitis.

پزشکان ممکن است برای مدیریت واسکولیت، کورتیکواستروئیدها را تجویز کنند.

research is ongoing to understand the causes of vasculitis.

تحقیقات برای درک علل واسکولیت ادامه دارد.

vasculitis can affect people of all ages.

واسکولیت می‌تواند افراد در هر سنی را تحت تأثیر قرار دهد.

regular follow-ups are important for patients with vasculitis.

پیگیری‌های منظم برای بیماران مبتلا به واسکولیت مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید