vasectomy

[ایالات متحده]/və'sektəmɪ/
[بریتانیا]/və'sɛktəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش جراحی برای برش و مهر و موم کردن واز دفرانس به منظور جلوگیری از باروری

جملات نمونه

He underwent a vasectomy to prevent future pregnancies.

او برای جلوگیری از بارداری‌های آینده تحت عمل وازکتومی قرار گرفت.

Vasectomy is a permanent form of birth control for men.

وازکتومی یک روش دائمی کنترل بارداری برای مردان است.

After the vasectomy, he experienced some discomfort but no serious complications.

پس از وازکتومی، او دچار ناراحتی‌هایی شد اما عوارض جدی نداشت.

The doctor explained the vasectomy procedure in detail to the patient.

پزشک روش وازکتومی را به طور مفصل برای بیمار توضیح داد.

Many couples consider vasectomy as a viable option for family planning.

زوج‌های زیادی وازکتومی را به عنوان یک گزینه مناسب برای برنامه‌ریزی خانواده در نظر می‌گیرند.

The vasectomy clinic offers counseling services before and after the procedure.

کلینیک وازکتومی خدمات مشاوره قبل و بعد از عمل ارائه می‌دهد.

It is important for men to understand the implications of getting a vasectomy.

مهم است که مردان پیامدهای انجام وازکتومی را درک کنند.

Some men may experience changes in sexual function after vasectomy.

برخی از مردان ممکن است پس از وازکتومی دچار تغییراتی در عملکرد جنسی خود شوند.

The decision to have a vasectomy should be made after careful consideration and consultation with a healthcare provider.

تصمیم برای انجام وازکتومی باید پس از بررسی دقیق و مشورت با یک ارائه دهنده خدمات بهداشتی گرفته شود.

Vasectomy does not affect a man's ability to have erections or ejaculate.

وازکتومی تاثیری بر توانایی مرد در داشتن نعوظ یا انزال ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید