vaticinates

[ایالات متحده]/vætɪˈsɪneɪts/
[بریتانیا]/vætɪˈsɪneɪts/

ترجمه

v. پیش‌بینی یا پیشگویی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

vaticinates fate

پیش‌بینی سرنوشت

vaticinates doom

پیش‌بینی هلاک‌شدن

vaticinates future

پیش‌بینی آینده

vaticinates events

پیش‌بینی رویدادها

vaticinates change

پیش‌بینی تغییر

vaticinates truth

پیش‌بینی حقیقت

vaticinates chaos

پیش‌بینی هرج و مرج

vaticinates conflict

پیش‌بینی درگیری

vaticinates peace

پیش‌بینی صلح

vaticinates victory

پیش‌بینی پیروزی

جملات نمونه

the oracle vaticinates about the future of the kingdom.

پیشگویان درباره آینده پادشاهی پیش‌بینی می‌کنند.

she vaticinates that peace will soon return to the land.

او پیش‌بینی می‌کند که صلح به زودی به سرزمین باز خواهد گشت.

the scientist vaticinates breakthroughs in renewable energy.

دانشمند پیش‌بینی می‌کند که در انرژی‌های تجدیدپذیر پیشرفت‌هایی حاصل شود.

his dreams often vaticinate significant events in his life.

رویاهایش اغلب وقایع مهم زندگی او را پیش‌بینی می‌کنند.

the ancient texts vaticinate the rise of a great leader.

متون باستانی از ظهور یک رهبر بزرگ پیشگویی می‌کنند.

she vaticinates dire consequences if we ignore the warnings.

او پیش‌بینی می‌کند که اگر هشدارهای ما را نادیده بگیریم، عواقب وخیمی رخ خواهد داد.

the fortune teller vaticinates a prosperous year ahead.

فالگیر از یک سال آینده پر رونق پیشگویی می‌کند.

he vaticinates that technology will transform our lives.

او پیش‌بینی می‌کند که فناوری زندگی ما را متحول خواهد کرد.

many believe she vaticinates accurately about the stock market.

بسیاری معتقدند که او به طور دقیق درباره بازار سهام پیش‌بینی می‌کند.

in her novel, she vaticinates the end of an era.

در رمان او، او از پایان یک عصر پیشگویی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید