vay

[ایالات متحده]/veɪ/
[بریتانیا]/veɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعvays

جملات نمونه

vay went to the store yesterday.

وی در روز گذشته به فروشگاه رفت.

vay is a beautiful name.

وی یک نام زیباست.

i met vay at the conference.

من در کنفرانس با وی آشنا شدم.

vay enjoys reading books.

وی لذت می‌برد در خواندن کتاب‌ها.

the town of vay is quite small.

شهر وی بسیار کوچک است.

vay speaks three languages.

وی سه زبان می‌زنه.

we travelled to vay last summer.

ما در تابستان گذشته به وی سفر کردیم.

vay works as an engineer.

وی به عنوان یک مهندس کار می‌کند.

the vay family lives nearby.

خانواده وی در نزدیکی زندگی می‌کنند.

vay showed me around the city.

وی من را در شهر گردش داد.

i called vay on the phone.

من وی را از طریق تلفن تماس گرفتم.

vay loves to cook dinner.

وی دوست دارد شب‌های غذای بپزد.

the book by vay was interesting.

کتابی که توسط وی نوشته شده بود جالب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید