vegetations

[ایالات متحده]/ˌvɛdʒɪˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌvɛdʒɪˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رشد یا بافت غیرطبیعی؛ عمل رشد یا تکثیر

عبارات و ترکیب‌ها

native vegetations

گیاهان بومی

tropical vegetations

گیاهان استوایی

aquatic vegetations

گیاهان آبزی

deciduous vegetations

گیاهان تبریزی

forest vegetations

گیاهان جنگلی

terrestrial vegetations

گیاهان زمینی

tundra vegetations

گیاهان توندرا

tropical rainforest vegetations

گیاهان جنگل بارانی استوایی

grassland vegetations

گیاهان مرغزار

shrub vegetations

گیاهان بوته‌ای

جملات نمونه

the diverse vegetations in the rainforest support a wide variety of wildlife.

تنوع گیاهان در جنگل بارانی از حیات وحش گسترده‌ای پشتیبانی می‌کند.

vegetations play a crucial role in maintaining ecological balance.

گیاهان نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی ایفا می‌کنند.

many vegetations are adapted to survive in harsh environments.

بسیاری از گیاهان برای زنده ماندن در محیط‌های سخت سازگار شده‌اند.

vegetations are essential for preventing soil erosion.

گیاهان برای جلوگیری از فرسایش خاک ضروری هستند.

some vegetations are used for medicinal purposes.

برخی از گیاهان برای اهداف دارویی استفاده می‌شوند.

vegetations can influence local climate conditions.

گیاهان می‌توانند شرایط آب و هوای محلی را تحت تأثیر قرار دهند.

invasive vegetations can disrupt native ecosystems.

گیاهان مهاجم می‌توانند اکوسیستم‌های بومی را مختل کنند.

conservation efforts aim to protect native vegetations.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از گیاهان بومی هدف‌گذاری می‌کنند.

vegetations provide habitat for countless species.

گیاهان زیستگاه برای بی‌شمار گونه‌ها فراهم می‌کنند.

urban areas often lack sufficient vegetations.

مناطق شهری اغلب گیاهان کافی ندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید