vela

[ایالات متحده]/ˈviːlə/
[بریتانیا]/ˈveɪlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک صورت فلکی جنوبی که به نام یک بادبان نامگذاری شده است

عبارات و ترکیب‌ها

vela boat

قایق ویلا

vela race

مسابقه ویلا

vela sail

بادبان ویلا

vela competition

رقابت ویلا

vela festival

جشنواره ویلا

vela trip

سفر ویلا

vela journey

سفر ویلا

vela experience

تجربه ویلا

vela adventure

ماجراجویی ویلا

vela club

باشگاه ویلا

جملات نمونه

she decided to buy a beautiful vela for the party.

او تصمیم گرفت یک vela زیبا برای مهمانی بخرد.

the vela flickered in the dark room.

vela در اتاق تاریک چشمک زد.

he lit the vela to create a cozy atmosphere.

او vela را روشن کرد تا فضایی دنج ایجاد کند.

they used a vela to celebrate the special occasion.

آنها از vela برای جشن گرفتن مناسبت خاص استفاده کردند.

the aroma of the scented vela filled the air.

عطر vela معطر هوا را پر کرد.

she made a wish while blowing out the vela.

او در حالی که vela را خاموش می‌کرد، آرزویی کرد.

we placed a vela on the table for dinner.

ما vela را برای شام روی میز قرار دادیم.

the vela was the centerpiece of the decoration.

vela نقطه کانونی دکوراسیون بود.

he chose a vela with a unique design.

او vela با طراحی منحصر به فرد انتخاب کرد.

she enjoys making handmade vela as gifts.

او از ساخت vela دست ساز به عنوان هدیه لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید