venditions

[ایالات متحده]/vɛnˈdɪʃənz/
[بریتانیا]/vɛnˈdɪʃənz/

ترجمه

n. عمل فروش یا پیشنهاد برای فروش

عبارات و ترکیب‌ها

vending venditions

فروش‌های فروش

venditions report

گزارش فروش‌ها

venditions process

فرآیند فروش‌ها

venditions strategy

استراتژی فروش‌ها

venditions analysis

تجزیه و تحلیل فروش‌ها

venditions trends

روندهای فروش‌ها

venditions data

اطلاعات فروش‌ها

venditions figures

اعداد فروش‌ها

venditions growth

رشد فروش‌ها

venditions forecast

پیش‌بینی فروش‌ها

جملات نمونه

his venditions at the market were quite successful.

فروش‌های او در بازار بسیار موفقیت‌آمیز بود.

she specializes in the venditions of handmade jewelry.

او در فروش جواهرات دست‌ساز تخصص دارد.

the company reported a significant increase in venditions this quarter.

شرکت افزایش قابل توجهی در فروش‌ها در این فصل گزارش کرد.

effective marketing strategies can boost venditions dramatically.

استراتژی‌های بازاریابی موثر می‌توانند به طور چشمگیری فروش‌ها را افزایش دهند.

his venditions were affected by the recent economic downturn.

فروش‌های او تحت تأثیر رکود اقتصادی اخیر قرار گرفت.

they plan to expand their venditions to online platforms.

آنها قصد دارند فروش‌های خود را به پلتفرم‌های آنلاین گسترش دهند.

understanding customer preferences is key to successful venditions.

درک ترجیحات مشتریان برای فروش‌های موفق کلیدی است.

her venditions include a variety of organic products.

فروش‌های او شامل انواع محصولات ارگانیک است.

he always tracks his venditions to analyze trends.

او همیشه فروش‌های خود را برای تجزیه و تحلیل روندها پیگیری می‌کند.

the festival greatly increased their venditions last year.

جشنواره سال گذشته به طور قابل توجهی فروش‌های آنها را افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید