venose

[ایالات متحده]/ˈviːnəʊs/
[بریتانیا]/ˈviːnoʊs/

ترجمه

adj. دارای رگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

venose blood

خون وریدی

venose return

بازگشت وریدی

venose drainage

دفع وریدی

venose system

سیستم وریدی

venose network

شبکه وریدی

venose pressure

فشار وریدی

venose valves

دوالب وریدی

venose congestion

تنگی وریدی

venose insufficiency

نارسایی وریدی

venose systematics

سیستماتیک وریدی

جملات نمونه

the venose blood returned to the heart.

خون وریدی به قلب بازگشت.

venose circulation is crucial for the body's function.

گردش خون وریدی برای عملکرد بدن بسیار مهم است.

doctors examined the venose system for abnormalities.

پزشکان سیستم وریدی را برای یافتن هرگونه ناهنجاری بررسی کردند.

she had a venose injury that required treatment.

او آسیب وریدی داشت که نیاز به درمان داشت.

the venose pressure in the leg was measured.

فشار وریدی در پا اندازه گیری شد.

venose blood samples were collected for testing.

نمونه‌های خون وریدی برای آزمایش جمع‌آوری شد.

the venose network plays a vital role in circulation.

شبکه وریدی نقش حیاتی در گردش خون ایفا می‌کند.

she felt discomfort in her venose region.

او ناراحتی در ناحیه وریدی خود احساس کرد.

the venose return is essential for heart health.

بازگشت وریدی برای سلامت قلب ضروری است.

he studied the effects of venose insufficiency.

او اثرات ناکافی بودن وریدی را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید