venose blood
خون وریدی
venose return
بازگشت وریدی
venose drainage
دفع وریدی
venose system
سیستم وریدی
venose network
شبکه وریدی
venose pressure
فشار وریدی
venose valves
دوالب وریدی
venose congestion
تنگی وریدی
venose insufficiency
نارسایی وریدی
venose systematics
سیستماتیک وریدی
the venose blood returned to the heart.
خون وریدی به قلب بازگشت.
venose circulation is crucial for the body's function.
گردش خون وریدی برای عملکرد بدن بسیار مهم است.
doctors examined the venose system for abnormalities.
پزشکان سیستم وریدی را برای یافتن هرگونه ناهنجاری بررسی کردند.
she had a venose injury that required treatment.
او آسیب وریدی داشت که نیاز به درمان داشت.
the venose pressure in the leg was measured.
فشار وریدی در پا اندازه گیری شد.
venose blood samples were collected for testing.
نمونههای خون وریدی برای آزمایش جمعآوری شد.
the venose network plays a vital role in circulation.
شبکه وریدی نقش حیاتی در گردش خون ایفا میکند.
she felt discomfort in her venose region.
او ناراحتی در ناحیه وریدی خود احساس کرد.
the venose return is essential for heart health.
بازگشت وریدی برای سلامت قلب ضروری است.
he studied the effects of venose insufficiency.
او اثرات ناکافی بودن وریدی را مطالعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید