vermicidal

[ایالات متحده]/ˌvɜː.mɪˈsaɪ.dəl/
[بریتانیا]/ˌvɜr.mɪˈsaɪ.dəl/

ترجمه

adj. دارای قابلیت کشتن کرم‌ها؛ مربوط به دارویی که کرم‌های روده‌ای را می‌کشد

عبارات و ترکیب‌ها

vermicidal agent

عامل ضد کرم

vermicidal treatment

درمان ضد کرم

vermicidal properties

ویژگی‌های ضد کرم

vermicidal effect

اثر ضد کرم

vermicidal action

عملکرد ضد کرم

vermicidal solution

راه حل ضد کرم

vermicidal dosage

دوز ضد کرم

vermicidal compound

ترکیب ضد کرم

vermicidal treatment plan

برنامه درمان ضد کرم

vermicidal product

محصول ضد کرم

جملات نمونه

the vermicidal properties of this medication are highly effective.

ویژگی‌های کرم‌کش این دارو بسیار موثر هستند.

farmers often use vermicidal treatments to protect their crops.

کشاورزان اغلب از درمان‌های کرم‌کش برای محافظت از محصولات خود استفاده می‌کنند.

it's important to apply a vermicidal agent at the right time.

اعمال یک عامل کرم‌کش در زمان مناسب مهم است.

some natural substances have vermicidal effects.

برخی از مواد طبیعی دارای اثرات کرم‌کش هستند.

the research focused on developing new vermicidal compounds.

تحقیقات بر توسعه ترکیبات جدید کرم‌کش متمرکز بود.

vermicidal treatments are essential for maintaining soil health.

درمان‌های کرم‌کش برای حفظ سلامت خاک ضروری هستند.

vermicidal action can help reduce pest populations.

عملکرد کرم‌کش می‌تواند به کاهش جمعیت آفات کمک کند.

we need to evaluate the vermicidal effectiveness of this product.

ما باید اثربخشی کرم‌کش این محصول را ارزیابی کنیم.

using a vermicidal solution can prevent infestations.

استفاده از محلول کرم‌کش می‌تواند از ایجاد آفت‌کشی جلوگیری کند.

vermicidal agents should be used according to the manufacturer's instructions.

عوامل کرم‌کش باید طبق دستورالعمل سازنده استفاده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید