vets

[ایالات متحده]/vɛts/
[بریتانیا]/vɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع vet; به دامپزشکان یا کهنه‌سربازان اشاره دارد
v. سوم شخص مفرد vet; برای بررسی یا چک کردن سوابق یا صلاحیت‌های گذشته شخص

عبارات و ترکیب‌ها

vets office

کلینیک دامپزشکی

vets clinic

کلینیک دامپزشکی

vets appointment

قرار ملاقات با دامپزشک

vets care

مراقبت‌های دامپزشکی

vets services

خدمات دامپزشکی

vets team

تیم دامپزشکی

vets advice

مشاوره دامپزشکی

vets training

آموزش دامپزشکی

vets network

شبکه دامپزشکی

vets support

حمایت دامپزشکی

جملات نمونه

many vets recommend regular check-ups for pets.

بسیاری از دامپزشکان معاینات منظم را برای حیوانات خانگی توصیه می کنند.

vets often work long hours to care for animals.

دامپزشکان اغلب ساعت های طولانی برای مراقبت از حیوانات کار می کنند.

it's important to find qualified vets for your pets.

پیدا کردن دامپزشکان واجد شرایط برای حیوانات خانگی شما مهم است.

vets can provide vaccinations to keep pets healthy.

دامپزشکان می توانند واکسیناسیون ارائه دهند تا حیوانات خانگی سالم بمانند.

many vets specialize in treating exotic animals.

بسیاری از دامپزشکان در درمان حیوانات خاص تخصص دارند.

vets often educate pet owners about nutrition.

دامپزشکان اغلب صاحبان حیوانات خانگی را در مورد تغذیه آموزش می دهند.

some vets offer emergency services for pets.

برخی از دامپزشکان خدمات اورژانس را برای حیوانات خانگی ارائه می دهند.

vets play a crucial role in animal welfare.

دامپزشکان نقش مهمی در رفاه حیوانات ایفا می کنند.

finding compassionate vets can make a difference.

پیدا کردن دامپزشکان دلسوز می تواند تفاوت ایجاد کند.

vets often collaborate with shelters to help stray animals.

دامپزشکان اغلب با سرپناه ها برای کمک به حیوانات ولگرد همکاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید