vibrion

[ایالات متحده]/ˈvaɪbrɪən/
[بریتانیا]/ˈvaɪbrɪən/

ترجمه

n. نوعی باکتری وبا به شکل S; ویبرio (نوعی باکتری وبا به شکل S)
Word Forms
جمعvibrions

عبارات و ترکیب‌ها

vibrion infection

عفونت ویبریون

vibrion species

گونه‌های ویبریون

vibrion disease

بیماری ویبریون

vibrion culture

کشت ویبریون

vibrion outbreak

شیوع ویبریون

vibrion testing

تست ویبریون

vibrion research

تحقیقات ویبریون

vibrion identification

شناسایی ویبریون

vibrion monitoring

نظارت بر ویبریون

vibrion prevention

پیشگیری از ویبریون

جملات نمونه

vibrion can cause various infections in humans.

ویبریون می‌تواند باعث ایجاد عفونت‌های مختلف در انسان‌ها شود.

scientists are studying the behavior of vibrion in aquatic environments.

دانشمندان در حال مطالعه رفتار ویبریون در محیط‌های آبی هستند.

vibrion is often found in warm coastal waters.

ویبریون اغلب در آب‌های ساحلی گرم یافت می‌شود.

infections caused by vibrion can be serious if not treated promptly.

عفونت‌های ناشی از ویبریون در صورت عدم درمان به موقع می‌توانند جدی باشند.

vibrion species play a role in the marine ecosystem.

گونه‌های ویبریون نقش مهمی در اکوسیستم دریایی ایفا می‌کنند.

public health officials monitor vibrion outbreaks during summer.

مسئولان بهداشت عمومی در طول تابستان، شیوع ویبریون را رصد می‌کنند.

some vibrion strains are resistant to antibiotics.

برخی از سویه‌های ویبریون در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم هستند.

eating raw seafood can increase the risk of vibrion infection.

خوردن غذاهای دریایی خام می‌تواند خطر ابتلا به عفونت ویبریون را افزایش دهد.

vibrion can thrive in nutrient-rich waters.

ویبریون می‌تواند در آب‌های غنی از مواد مغذی رشد کند.

research on vibrion helps improve food safety measures.

تحقیقات در مورد ویبریون به بهبود اقدامات ایمنی غذا کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید