| جمع | videophones |
I will give you a videophone ring tonight.
من امشب با تلفن تصویری با شما تماس خواهم گرفت.
make a videophone call
تماس تصویری برقرار کنید
use a videophone for remote communication
برای ارتباط از راه دور از تلفن تصویری استفاده کنید
the videophone allows for face-to-face conversations
تلفن تصویری امکان برقراری مکالمه چهره به چهره را فراهم می کند.
she answered the videophone call quickly
او به سرعت به تماس تلفن تصویری پاسخ داد.
the videophone screen displayed a clear image
صفحه نمایش تلفن تصویری تصویری واضح نشان می داد.
they communicated through the videophone
آنها از طریق تلفن تصویری با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
the videophone technology is improving rapidly
فناوری تلفن تصویری به سرعت در حال بهبود است.
the videophone connected them across continents
تلفن تصویری آنها را در سراسر قاره ها به هم متصل کرد.
I prefer using a videophone for work meetings
من ترجیح می دهم از تلفن تصویری برای جلسات کاری استفاده کنم.
the videophone feature on the new device is convenient
ویژگی تلفن تصویری در دستگاه جدید مناسب است.
He may even review data while conducting a meeting using a videophone.
او حتی ممکن است در حین برگزاری یک جلسه با استفاده از تلفن تصویری، داده ها را بررسی کند.
منبع: New Horizons College English Reading and Writing Course (Second Edition)Jason says that his smartphone is also a videophone.
جیسون می گوید که تلفن هوشمندش نیز یک تلفن تصویری است.
منبع: 2010 ESLPodHow the hell do you answer a videophone? - Monica?
چطور به یک تلفن تصویری جواب بدهی؟ - مونیکا؟
منبع: Friends Season 3No, no, no. That's the videophone.
نه، نه، نه. آن تلفن تصویری است.
منبع: Friends Season 3It has a high quality camera and video camera, and it's a videophone.
دارای دوربین و دوربین فیلمبرداری با کیفیت بالا است و یک تلفن تصویری است.
منبع: 2010 ESLPodA " videophone" is a telephone that allows you to see the person that you are calling.
یک "تلفن تصویری" تلفنی است که به شما امکان می دهد شخص مورد نظر خود را ببینید.
منبع: 2010 ESLPodOther things that we often see in old movies about the future are videophones in everybody's home.
سایر چیزهایی که اغلب در فیلم های قدیمی درباره آینده می بینیم، تلفن های تصویری در خانه همه است.
منبع: Junior High School English, Beijing Normal University Edition, Grade Nine (Volume One)This might happen soon, but ask yourself, How many people do you know with a videophone in their house?
این ممکن است به زودی اتفاق بیفتد، اما از خودتان بپرسید، چند نفر را می شناسید که تلفن تصویری در خانه دارند؟
منبع: Junior High School English, Beijing Normal University Edition, Grade Nine (Volume One)You see, the first" videophones" -that's what they called -were made in Japan, but they can only show a still black and white image, so this videophone is much better than that.
می بینید، اولین "تلفن های تصویری" - این نامی بود که برای آنها گذاشتند - در ژاپن ساخته شده اند، اما فقط می توانند یک تصویر سیاه و سفید ثابت نشان دهند، بنابراین این تلفن تصویری بسیار بهتر از آن است.
منبع: English Major Level Four Listening Test (Complete Version)I will give you a videophone ring tonight.
من امشب با تلفن تصویری با شما تماس خواهم گرفت.
make a videophone call
تماس تصویری برقرار کنید
use a videophone for remote communication
برای ارتباط از راه دور از تلفن تصویری استفاده کنید
the videophone allows for face-to-face conversations
تلفن تصویری امکان برقراری مکالمه چهره به چهره را فراهم می کند.
she answered the videophone call quickly
او به سرعت به تماس تلفن تصویری پاسخ داد.
the videophone screen displayed a clear image
صفحه نمایش تلفن تصویری تصویری واضح نشان می داد.
they communicated through the videophone
آنها از طریق تلفن تصویری با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
the videophone technology is improving rapidly
فناوری تلفن تصویری به سرعت در حال بهبود است.
the videophone connected them across continents
تلفن تصویری آنها را در سراسر قاره ها به هم متصل کرد.
I prefer using a videophone for work meetings
من ترجیح می دهم از تلفن تصویری برای جلسات کاری استفاده کنم.
the videophone feature on the new device is convenient
ویژگی تلفن تصویری در دستگاه جدید مناسب است.
He may even review data while conducting a meeting using a videophone.
او حتی ممکن است در حین برگزاری یک جلسه با استفاده از تلفن تصویری، داده ها را بررسی کند.
منبع: New Horizons College English Reading and Writing Course (Second Edition)Jason says that his smartphone is also a videophone.
جیسون می گوید که تلفن هوشمندش نیز یک تلفن تصویری است.
منبع: 2010 ESLPodHow the hell do you answer a videophone? - Monica?
چطور به یک تلفن تصویری جواب بدهی؟ - مونیکا؟
منبع: Friends Season 3No, no, no. That's the videophone.
نه، نه، نه. آن تلفن تصویری است.
منبع: Friends Season 3It has a high quality camera and video camera, and it's a videophone.
دارای دوربین و دوربین فیلمبرداری با کیفیت بالا است و یک تلفن تصویری است.
منبع: 2010 ESLPodA " videophone" is a telephone that allows you to see the person that you are calling.
یک "تلفن تصویری" تلفنی است که به شما امکان می دهد شخص مورد نظر خود را ببینید.
منبع: 2010 ESLPodOther things that we often see in old movies about the future are videophones in everybody's home.
سایر چیزهایی که اغلب در فیلم های قدیمی درباره آینده می بینیم، تلفن های تصویری در خانه همه است.
منبع: Junior High School English, Beijing Normal University Edition, Grade Nine (Volume One)This might happen soon, but ask yourself, How many people do you know with a videophone in their house?
این ممکن است به زودی اتفاق بیفتد، اما از خودتان بپرسید، چند نفر را می شناسید که تلفن تصویری در خانه دارند؟
منبع: Junior High School English, Beijing Normal University Edition, Grade Nine (Volume One)You see, the first" videophones" -that's what they called -were made in Japan, but they can only show a still black and white image, so this videophone is much better than that.
می بینید، اولین "تلفن های تصویری" - این نامی بود که برای آنها گذاشتند - در ژاپن ساخته شده اند، اما فقط می توانند یک تصویر سیاه و سفید ثابت نشان دهند، بنابراین این تلفن تصویری بسیار بهتر از آن است.
منبع: English Major Level Four Listening Test (Complete Version)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید