vina

[ایالات متحده]/ˈviːnə/
[بریتانیا]/ˈviːnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ساز با هفت سیم باستانی هندی.; ساز موسیقی چهار سیمی از بامبو از هند.; یک مشروب دارویی.
Word Forms
جمعvinas

عبارات و ترکیب‌ها

vina colada

وینا کولادا

vina sauce

سس وینا

vina dressing

سس سالاد وینا

vina blend

مخلوط وینا

vina aroma

عطر وینا

vina flavor

طعم وینا

vina mix

مخلوط وینا

vina notes

یادداشت‌های وینا

vina taste

طعم وینا

vina essence

اسانس وینا

جملات نمونه

vina enjoys playing the piano.

وینا از نواختن پیانو لذت می‌برد.

vina has a great sense of style.

وینا سلیقه بسیار خوبی دارد.

vina loves to travel during the summer.

وینا عاشق سفر در تابستان است.

vina often helps her friends with their homework.

وینا اغلب به دوستانش در انجام تکالیف کمک می‌کند.

vina is planning a surprise party for her sister.

وینا در حال برنامه‌ریزی برای یک مهمانی غافلگیرانه برای خواهرش است.

vina's favorite food is sushi.

غذا مورد علاقه وینا سوشی است.

vina practices yoga every morning.

وینا هر روز صبح یوگا تمرین می‌کند.

vina recently adopted a puppy.

وینا اخیراً یک توله سگ به فرزندی پذیرفته است.

vina enjoys reading books in her free time.

وینا از خواندن کتاب در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

vina is learning to cook italian dishes.

وینا در حال یادگیری پخت غذاهای ایتالیایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید