vinblastines

[ایالات متحده]/vɪnˈblɑːstiːnz/
[بریتانیا]/vɪnˈblæstiːnz/

ترجمه

n. نوعی داروی ضد تومور

عبارات و ترکیب‌ها

vinblastines dosage

دوز وین‌بلاستین

vinblastines treatment

درمان وین‌بلاستین

vinblastines side effects

عوارض جانبی وین‌بلاستین

vinblastines administration

تجویز وین‌بلاستین

vinblastines injection

تزریق وین‌بلاستین

vinblastines efficacy

اثربخشی وین‌بلاستین

vinblastines therapy

درمان با وین‌بلاستین

vinblastines resistance

مقاومت به وین‌بلاستین

vinblastines combination

ترکیب وین‌بلاستین

vinblastines formulation

فرمولاسیون وین‌بلاستین

جملات نمونه

vinblastines are used in chemotherapy treatments.

وین‌بلاستین‌ها در درمان‌های شیمی‌درمانی استفاده می‌شوند.

doctors often prescribe vinblastines for cancer patients.

پزشکان اغلب وین‌بلاستین‌ها را برای بیماران سرطانی تجویز می‌کنند.

vinblastines can cause side effects like nausea.

وین‌بلاستین‌ها می‌توانند عوارض جانبی مانند تهوع ایجاد کنند.

the effectiveness of vinblastines is well-documented.

اثربخشی وین‌بلاستین‌ها به خوبی مستند شده است.

researchers are studying the impact of vinblastines on tumor cells.

محققان در حال بررسی تأثیر وین‌بلاستین‌ها بر سلول‌های تومور هستند.

vinblastines work by inhibiting cell division.

وین‌بلاستین‌ها با مهار تقسیم سلولی عمل می‌کنند.

patients receiving vinblastines need regular monitoring.

بیماران دریافت کننده وین‌بلاستین‌ها نیاز به نظارت منظم دارند.

vinblastines are part of a combination therapy for leukemia.

وین‌بلاستین‌ها بخشی از یک درمان ترکیبی برای لوسمی هستند.

healthcare providers must educate patients about vinblastines.

ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی باید بیماران را در مورد وین‌بلاستین‌ها آموزش دهند.

vinblastines can be administered intravenously.

وین‌بلاستین‌ها می‌توانند به صورت داخل وریدی تجویز شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید