vinegary

[ایالات متحده]/'vɪnɪɡərɪ/
[بریتانیا]/'vɪnɪɡəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طعم ترش

عبارات و ترکیب‌ها

vinegary taste

طعم ترش

vinegary odor

بوی ترش

vinegary sauce

سس ترش

vinegary dressing

سس ترشی

جملات نمونه

The salad dressing was too vinegary for my taste.

طعم سس سالاد برای من خیلی ترش بود.

She added a touch of vinegary flavor to the dish.

او کمی طعم ترش به غذا اضافه کرد.

The pickles were perfectly vinegary and crunchy.

خیارشورها کاملاً ترش و ترد بودند.

I love the vinegary tang of sushi rice.

من طعم ترش برنج سوشی را دوست دارم.

The marinade had a vinegary aroma that filled the kitchen.

بوی ترش ماریناد آشپزخانه را پر کرد.

The sauce had a vinegary kick that woke up my taste buds.

سس طعم ترش داشت که حس چشه‌ام را بیدار کرد.

The vinegary smell of the cleaning solution made me wrinkle my nose.

بوی ترش محلول پاک کننده باعث شد من پوزخند بزنم.

The coleslaw had a vinegary dressing that balanced the sweetness of the cabbage.

کلم سالاد دارای سس ترش بود که طعم شیرین کلم را متعادل می‌کرد.

The barbecue sauce was too vinegary for my liking.

سس باربکیو برای من خیلی ترش بود.

The homemade pickles were deliciously vinegary.

خیارشورهای خانگی خوشمزه‌تر و ترش بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید