viole

[ایالات متحده]/ˈvaɪələt/
[بریتانیا]/ˈvaɪələt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی با گل‌های رنگ بنفش یا رنگی مانند بنفش، معمولاً دارای بوی شیرین.
شکل‌های واژه
جمعvioles

جملات نمونه

she wore a beautiful violet dress to the party.

او یک پوشاک زیبای رنگ یولیت به جشن رفت.

the garden was filled with blooming violets in early spring.

باغ در ابتدای بهار پر از گل یولیت در حال گذاشتن بود.

his eyes were an unusual shade of violet.

چشمان او یک رنگ غیر معمول از یولیت بود.

the sunset painted the sky in shades of violet and pink.

غروب خورشید آسمان را با رنگ های یولیت و صورتی رنگ کرد.

she had a violet aura that seemed magical.

او یک اثر یولیت داشت که به نظر می رسید جادویی است.

the artist used violet tones to create a mysterious atmosphere.

هنرمند از نسخه های یولیت برای ایجاد یک جو رازگونه استفاده کرد.

violet flowers symbolize loyalty and devotion.

گل های یولیت وفاداری و عشق را نمایش می دهند.

she received a bouquet of fresh violets on her birthday.

او در روز تولد خود یک گل‌آرا از یولیت تازه دریافت کرد.

the room was decorated in shades of violet and gold.

این اتاق با رنگ های یولیت و طلایی تزئین شده بود.

she had violet-colored curtains in her bedroom.

او در اتاق خواب خود پرده های رنگ یولیت داشت.

violet is often associated with creativity and imagination.

یولیت اغلب با خلاقیت و تخیل مرتبط است.

the perfume smelled faintly of violets.

عطر بوی خفیفی از یولیت داشت.

she chose a violet hat to match her outfit.

او یک کلاه یولیت را برای تطبیق با لباس خود انتخاب کرد.

violet gemstones are rare and valuable.

سنگ های یولیت نادر و ارزشمند هستند.

the painter specialized in capturing violet hues.

نقاش در گرفتن رنگ های یولیت متخصص بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید