virion

[ایالات متحده]/ˈvɪr.i.ɒn/
[بریتانیا]/ˈvɪr.i.ɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ذره ویروسی بالغ؛ ذره ویروسی؛ بدن ویروس
Word Forms
جمعvirions

عبارات و ترکیب‌ها

viral virion

ویروس

virion structure

ساختار ویروس

virion release

آزادی ویروس

virion assembly

مونتاژ ویروس

infectious virion

ویروس عفونی

virion stability

پایداری ویروس

virion genome

ژنوم ویروس

virion morphology

مورفولوژی ویروس

virion encapsidation

کپسیداسیون ویروس

virion infection

عفونت ویروس

جملات نمونه

the virion is the complete virus particle.

ویروس کامل ذره ویروسی است.

researchers study the structure of the virion.

محققان ساختار ویرایون را مطالعه می‌کنند.

a virion can infect a host cell.

یک ویرایون می‌تواند یک سلول میزبان را آلوده کند.

the virion contains genetic material.

ویرایون حاوی مواد ژنتیکی است.

understanding the virion helps in vaccine development.

درک ویرایون به توسعه واکسن کمک می‌کند.

the virion's envelope plays a key role in infection.

غشای ویرایون نقش کلیدی در عفونت دارد.

in laboratory settings, scientists isolate the virion.

در محیط‌های آزمایشگاهی، دانشمندان ویرایون را جدا می‌کنند.

the stability of the virion affects transmission rates.

پایداری ویرایون بر نرخ انتقال تأثیر می‌گذارد.

a virion can be composed of proteins and lipids.

یک ویرایون می‌تواند از پروتئین‌ها و لیپیدها تشکیل شده باشد.

the lifecycle of a virion includes replication.

چرخه حیات یک ویرایون شامل تکثیر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید