vitalization

[ایالات متحده]/ˌvaɪtəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvaɪtəlaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند بخشیدن زندگی یا انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

economic vitalization

فعال‌سازی اقتصادی

community vitalization

فعال‌سازی جامعه

urban vitalization

فعال‌سازی شهری

cultural vitalization

فعال‌سازی فرهنگی

environmental vitalization

فعال‌سازی محیط‌زیست

social vitalization

فعال‌سازی اجتماعی

rural vitalization

فعال‌سازی روستایی

business vitalization

فعال‌سازی کسب و کار

regional vitalization

فعال‌سازی منطقه‌ای

healthcare vitalization

فعال‌سازی مراقبت‌های بهداشتی

جملات نمونه

the vitalization of the community is essential for its growth.

فعال‌سازی جامعه برای رشد آن ضروری است.

we focus on the vitalization of local businesses.

ما بر فعال‌سازی کسب‌و کارهای محلی تمرکز می‌کنیم.

environmental vitalization can lead to a healthier planet.

فعال‌سازی محیط‌زیست می‌تواند منجر به سیاره‌ای سالم‌تر شود.

education plays a key role in the vitalization of society.

آموزش نقش مهمی در فعال‌سازی جامعه ایفا می‌کند.

the vitalization of the economy is a top priority.

فعال‌سازی اقتصاد اولویت اصلی است.

we need strategies for the vitalization of urban areas.

ما به استراتژی‌هایی برای فعال‌سازی مناطق شهری نیاز داریم.

the vitalization of traditional crafts is important for culture.

فعال‌سازی هنرهای سنتی برای فرهنگ مهم است.

government support is crucial for the vitalization of agriculture.

حمایت دولت برای فعال‌سازی کشاورزی بسیار مهم است.

community events can aid in the vitalization of local culture.

برگزاری رویدادهای محلی می‌تواند به فعال‌سازی فرهنگ محلی کمک کند.

technological innovation drives the vitalization of industries.

نوآوری‌های فناوری محرک فعال‌سازی صنایع هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید