vitrines

[ایالات متحده]/vɪˈtriːn/
[بریتانیا]/viˈtrin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قفسه نمایش شیشه‌ای؛ یک ویترین شیشه‌ای برای نمایش هنر یا عتیقه‌جات

عبارات و ترکیب‌ها

display vitrine

نمایش ویترین

glass vitrine

ویترین شیشه ای

vitrine case

جعبه ویترین

vitrine shelf

قفسه ویترین

vitrine design

طراحی ویترین

vitrine lighting

نورپردازی ویترین

vitrine exhibition

نمایشگاه ویترین

vitrine showcase

نمایش ویترین

vitrine art

هنر ویترین

vitrine collection

کلکسیون ویترین

جملات نمونه

the museum displayed ancient artifacts in a beautiful vitrine.

موزه آثار باستانی را در یک ویترین زیبا به نمایش گذاشت.

she admired the jewelry set in the vitrine at the store.

او به جواهرات موجود در ویترین در مغازه نگاهی تحسین آمیز داشت.

the vitrine showcased the latest fashion trends.

ویترین آخرین روند های مد را به نمایش گذاشت.

he carefully arranged the collectibles in the vitrine.

او با دقت اشیاء کلکسیونی را در ویترین مرتب کرد.

the vitrine was locked to protect the valuable items inside.

ویترین برای محافظت از اقلام با ارزش داخل آن قفل بود.

visitors gathered around the vitrine to see the rare coins.

بازدیدکنندگان برای دیدن سکه های کمیاب در اطراف ویترین جمع شدند.

she placed her art pieces in a vitrine for the exhibition.

او آثار هنری خود را برای نمایشگاه در یک ویترین قرار داد.

the vitrine was illuminated to highlight the exhibits.

ویترین روشن بود تا نمایشگاه ها را برجسته کند.

they installed a vitrine to display the historical documents.

آنها یک ویترین برای نمایش اسناد تاریخی نصب کردند.

the vitrine's glass was spotless, allowing a clear view inside.

شیشه ویترین کاملاً تمیز بود و اجازه می داد که داخل آن به وضوح دیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید