vlogger

[ایالات متحده]/ˈvlɒɡə/
[بریتانیا]/ˈvlɑːɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بلاگر ویدئویی؛ ضبط‌کننده داده؛ بلاگر چندرسانه‌ای آینده

عبارات و ترکیب‌ها

vlogger's channel

کانال ویلاگر

gaming vlogger

ویلاگر بازی

beauty vlogger

ویلاگر زیبایی

popular vlogger

ویلاگر محبوب

travel vlogger

ویلاگر مسافرتی

food vlogger

ویلاگر غذا

fashion vlogger

ویلاگر مد

new vlogger

ویلاگر جدید

جملات نمونه

the vlogger gained millions of followers.

لاغرها میلیون‌ها دنبال‌کننده به دست آورد.

he is a popular gaming vlogger.

او یک لاغر بازی محبوب است.

she creates vlogs about her travels.

او لاغرها درباره سفر هایش می سازد.

the vlogger used humor in his videos.

لاغر در ویدیوهای خود از طنز استفاده کرد.

vloggers often collaborate with brands.

لاغرها اغلب با برندها همکاری می کنند.

she became a successful vlogger through hard work.

او از طریق تلاش سخت به یک لاغر موفق تبدیل شد.

the vlogger's content is engaging and informative.

محتوای لاغر جذاب و آموزنده است.

he started his vlogging journey on youtube.

او سفر لاغر خود را در یوتیوب شروع کرد.

vloggers need to be creative and original.

لاغرها باید خلاق و اصیل باشند.

the vlogger's audience grew rapidly.

مخاطبان لاغر به سرعت رشد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید