voidances

[ایالات متحده]/ˈvɔɪdənsɪz/
[بریتانیا]/ˈvɔɪdənsɪz/

ترجمه

n. لغوها; باطل‌سازی‌ها; ترشح‌ها; خالی‌بودن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

legal voidances

ابطال قانونی

contract voidances

ابطال قرارداد

voidances analysis

تجزیه و تحلیل ابطال

voidances process

فرآیند ابطال

voidances issues

مشکلات ابطال

voidances claims

ادعاهای ابطال

voidances remedies

راهکارهای ابطال

voidances procedures

روش های ابطال

voidances effects

اثرات ابطال

voidances rules

قوانین ابطال

جملات نمونه

his voidances of responsibility led to serious consequences.

خودداری او از مسئولیت‌ها منجر به عواقب جدی شد.

she made several voidances in her report to avoid criticism.

او چندین مورد خودداری در گزارش خود برای جلوگیری از انتقاد انجام داد.

his constant voidances during the meeting frustrated the team.

خودداری‌های مداوم او در طول جلسه باعث ناراحتی تیم شد.

voidances in communication can lead to misunderstandings.

خودداری در برقراری ارتباط می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

they noticed her voidances when discussing sensitive topics.

آنها متوجه شدند که او در هنگام بحث در مورد موضوعات حساس خودداری می‌کند.

his voidances of commitment made it hard to trust him.

خودداری او از تعهد باعث شد به سختی به او اعتماد کرد.

she used voidances as a tactic to deflect the questions.

او از خودداری به عنوان تاکتیکی برای دور زدن سؤالات استفاده کرد.

his voidances were evident in his body language.

خودداری‌های او در زبان بدن او آشکار بود.

they discussed the voidances in their relationship openly.

آنها در مورد خودداری‌ها در رابطه خود به طور آشکارا صحبت کردند.

her voidances during the interview cost her the job.

خودداری‌های او در طول مصاحبه باعث از دست دادن شغلش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید