vulvas

[ایالات متحده]/ˈvʌlvəz/
[بریتانیا]/ˈvʌlvəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم واژن; اندام تناسلی خارجی زن; دهانه

عبارات و ترکیب‌ها

healthy vulvas

واژن‌های سالم

sensitive vulvas

واژن‌های حساس

irritated vulvas

واژن‌های تحریک‌شده

female vulvas

واژن‌های زنانه

normal vulvas

واژن‌های طبیعی

vulvas anatomy

آناتومی واژن

vulvas care

مراقبت از واژن

vulvas health

سلامت واژن

vulvas appearance

ظاهر واژن

vulvas hygiene

بهداشت واژن

جملات نمونه

vulvas can vary greatly in appearance.

واژن‌ها می‌توانند از نظر ظاهر بسیار متفاوت باشند.

understanding the anatomy of vulvas is important for sexual education.

درک آناتومی واژن برای آموزش جنسی مهم است.

some cultures have specific rituals related to vulvas.

برخی از فرهنگ‌ها آیین‌های خاص مرتبط با واژن دارند.

artists often depict vulvas in their work.

هنرمندان اغلب واژن را در آثار خود به تصویر می‌کشند.

vulvas can be a subject of discussion in feminist literature.

واژن می‌تواند موضوع بحث در ادبیات فمینیستی باشد.

many women seek information about their vulvas for health reasons.

بسیاری از زنان به دلایل سلامتی به دنبال اطلاعات در مورد واژن خود هستند.

vulvas are often misunderstood in society.

واژن‌ها اغلب در جامعه سوء تفاهم می‌شوند.

there are various medical conditions that can affect vulvas.

شرایط پزشکی مختلفی وجود دارد که می‌تواند واژن را تحت تأثیر قرار دهد.

education about vulvas is essential for promoting body positivity.

آموزش در مورد واژن برای ترویج مثبت‌اندیشی در مورد بدن ضروری است.

vulvas should be respected and celebrated in discussions about sexuality.

واژن باید در بحث در مورد مسائل جنسی مورد احترام و جشن گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید