waggonwright

[ایالات متحده]/ˈwæɡənraɪt/
[بریتانیا]/ˈwæɡənraɪt/

ترجمه

n. کسی که واگن‌ها را می‌سازد یا تعمیر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

waggonwright shop

کارگاه چرخ‌ساز

waggonwright trade

حرفه چرخ‌ساز

waggonwright tools

ابزارهای چرخ‌ساز

waggonwright skills

مهارت‌های چرخ‌ساز

waggonwright craft

هنر چرخ‌سازی

waggonwright design

طراحی چرخ

waggonwright workshop

کارگاه چرخ‌سازی

waggonwright apprentice

شاگرد چرخ‌ساز

waggonwright equipment

تجهیزات چرخ‌ساز

waggonwright profession

حرفه چرخ‌سازی

جملات نمونه

the waggonwright crafted a beautiful wooden cart.

ساختمان‌ساز واگن یک ارابه چوبی زیبا ساخت.

she learned the trade of a waggonwright from her father.

او تجارت یک ساختمان‌ساز واگن را از پدرش آموخت.

the waggonwright used traditional methods to build the waggon.

ساختمان‌ساز واگن برای ساخت واگن از روش‌های سنتی استفاده کرد.

in the village, the waggonwright was highly respected.

در روستا، ساختمان‌ساز واگن بسیار مورد احترام بود.

the waggonwright's workshop was filled with tools and timber.

کارگاه ساختمان‌ساز واگن پر از ابزار و چوب بود.

many farmers relied on the local waggonwright for repairs.

بسیاری از کشاورزان برای تعمیرات به ساختمان‌ساز واگن محلی متکی بودند.

the waggonwright demonstrated his skills at the fair.

ساختمان‌ساز واگن مهارت‌های خود را در نمایشگاه نشان داد.

it takes years to become a skilled waggonwright.

برای تبدیل شدن به یک ساختمان‌ساز واگن ماهر سال‌ها طول می‌کشد.

the waggonwright created custom designs for his clients.

ساختمان‌ساز واگن طرح‌های سفارشی برای مشتریان خود ایجاد کرد.

his dream was to become a renowned waggonwright.

رویای او این بود که به یک ساختمان‌ساز واگن مشهور تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید