| جمع | wagoners |
wagoner service
خدمات واگنر
wagoner team
تیم واگنر
wagoner driver
راننده واگنر
wagoner load
بار واگنر
wagoner route
مسیر واگنر
wagoner transport
حمل و نقل واگنر
wagoner company
شرکت واگنر
wagoner goods
کالاهای واگنر
wagoner business
کسب و کار واگنر
wagoner fleet
ناوگان واگنر
the wagoner skillfully maneuvered through the narrow streets.
چرخکار به طرز ماهرانه ای از میان خیابان های باریک عبور کرد.
many wagoners traveled long distances to deliver goods.
بسیاری از چرخکاران مسافت های طولانی را برای تحویل کالا طی کردند.
the wagoner's horses were well-fed and strong.
اسب های چرخکار خوب تغذیه و قوی بودند.
in the past, a wagoner was essential for transporting supplies.
در گذشته، یک چرخکار برای حمل و نقل لوازم ضروری بود.
the wagoner shouted to his horses to speed up.
چرخکار برای افزایش سرعت به اسب هایش فریاد زد.
every wagoner had to know the best routes to take.
هر چرخکاری باید بهترین مسیرها را می دانست.
during the festival, the wagoner showcased his decorated wagon.
در طول جشنواره، چرخکار واگن تزئین شده خود را به نمایش گذاشت.
the wagoner's job was physically demanding but rewarding.
کار چرخکار از نظر جسمی طاقت فرسا اما پاداش دهنده بود.
he learned the trade of a wagoner from his father.
او تجارت یک چرخکار را از پدرش یاد گرفت.
a skilled wagoner can navigate any terrain with ease.
یک چرخکار ماهر می تواند به راحتی از هر نوع زمین عبور کند.
wagoner service
خدمات واگنر
wagoner team
تیم واگنر
wagoner driver
راننده واگنر
wagoner load
بار واگنر
wagoner route
مسیر واگنر
wagoner transport
حمل و نقل واگنر
wagoner company
شرکت واگنر
wagoner goods
کالاهای واگنر
wagoner business
کسب و کار واگنر
wagoner fleet
ناوگان واگنر
the wagoner skillfully maneuvered through the narrow streets.
چرخکار به طرز ماهرانه ای از میان خیابان های باریک عبور کرد.
many wagoners traveled long distances to deliver goods.
بسیاری از چرخکاران مسافت های طولانی را برای تحویل کالا طی کردند.
the wagoner's horses were well-fed and strong.
اسب های چرخکار خوب تغذیه و قوی بودند.
in the past, a wagoner was essential for transporting supplies.
در گذشته، یک چرخکار برای حمل و نقل لوازم ضروری بود.
the wagoner shouted to his horses to speed up.
چرخکار برای افزایش سرعت به اسب هایش فریاد زد.
every wagoner had to know the best routes to take.
هر چرخکاری باید بهترین مسیرها را می دانست.
during the festival, the wagoner showcased his decorated wagon.
در طول جشنواره، چرخکار واگن تزئین شده خود را به نمایش گذاشت.
the wagoner's job was physically demanding but rewarding.
کار چرخکار از نظر جسمی طاقت فرسا اما پاداش دهنده بود.
he learned the trade of a wagoner from his father.
او تجارت یک چرخکار را از پدرش یاد گرفت.
a skilled wagoner can navigate any terrain with ease.
یک چرخکار ماهر می تواند به راحتی از هر نوع زمین عبور کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید