wagoner

[ایالات متحده]/ˈwæɡənə/
[بریتانیا]/ˈwæɡənər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که واگن می‌راند; صورت فلکی واگن‌ران; دب اکبر
Word Forms
جمعwagoners

عبارات و ترکیب‌ها

wagoner service

خدمات واگنر

wagoner team

تیم واگنر

wagoner driver

راننده واگنر

wagoner load

بار واگنر

wagoner route

مسیر واگنر

wagoner transport

حمل و نقل واگنر

wagoner company

شرکت واگنر

wagoner goods

کالاهای واگنر

wagoner business

کسب و کار واگنر

wagoner fleet

ناوگان واگنر

جملات نمونه

the wagoner skillfully maneuvered through the narrow streets.

چرخکار به طرز ماهرانه ای از میان خیابان های باریک عبور کرد.

many wagoners traveled long distances to deliver goods.

بسیاری از چرخکاران مسافت های طولانی را برای تحویل کالا طی کردند.

the wagoner's horses were well-fed and strong.

اسب های چرخکار خوب تغذیه و قوی بودند.

in the past, a wagoner was essential for transporting supplies.

در گذشته، یک چرخکار برای حمل و نقل لوازم ضروری بود.

the wagoner shouted to his horses to speed up.

چرخکار برای افزایش سرعت به اسب هایش فریاد زد.

every wagoner had to know the best routes to take.

هر چرخکاری باید بهترین مسیرها را می دانست.

during the festival, the wagoner showcased his decorated wagon.

در طول جشنواره، چرخکار واگن تزئین شده خود را به نمایش گذاشت.

the wagoner's job was physically demanding but rewarding.

کار چرخکار از نظر جسمی طاقت فرسا اما پاداش دهنده بود.

he learned the trade of a wagoner from his father.

او تجارت یک چرخکار را از پدرش یاد گرفت.

a skilled wagoner can navigate any terrain with ease.

یک چرخکار ماهر می تواند به راحتی از هر نوع زمین عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید