take a walk
قدم زدن
walk the dog
سگ را به گردش درآوردن
walk in
وارد شدن
walk out
خارج شدن
walk on
به راه ادامه دادن
walk along
همراه با قدم زدن
walk away
دور شدن
walk into
وارد شدن
walk through
عبور کردن
walk down
پایین رفتن
walk around
راه رفتن در اطراف
walk up
بالا رفتن
walk home
به خانه رفتن
walk by
کنار قدم زدن
walk together
با هم قدم زدن
random walk
حرکت تصادفی
walk of life
شرایط زندگی
walk away from
دور شدن از
walk back
بازگشتن
The walking is slippery.
پیادهروی لغزنده است.
a walk round the park.
یک پیادهروی در اطراف پارک.
I walk with a waddle.
من با یک قدمهای کوتاه راه میروم.
a long walk in the woods.
یک پیادهروی طولانی در جنگل.
walk with quick steps
با گام های سریع راه بروید
a walk through the flowers.
پیادهروی در میان گلها.
walk a horse uphill.
یک اسب را در سربالاکه راه ببرید.
It is a long walk to the town.
تا شهر پیادهروی طولانی است.
a walk along the river
قدم زدن در امتداد رودخانه
a deep walk-in refrigerator.
یک یخچال راهروی عمیق.
unable to walk at all.
اصلاً قادر به راه رفتن نبود.
The walk was very pleasant.
پیادهروی بسیار دلپذیر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید