walkaways

[ایالات متحده]/wɔːkəweɪz/
[بریتانیا]/wɔːkəweɪz/

ترجمه

n. پیروزی آسان یا کار بی‌زحمت؛ شخصی که ترک می‌کند یا رها می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

quick walkaways

راه خروج سریع

easy walkaways

راه خروج آسان

smart walkaways

راه خروج هوشمندانه

best walkaways

بهترین راه خروج

final walkaways

راه خروج نهایی

clear walkaways

راه خروج واضح

safe walkaways

راه خروج ایمن

planned walkaways

راه خروج برنامه ریزی شده

strategic walkaways

راه خروج استراتژیک

quickest walkaways

سریعترین راه خروج

جملات نمونه

there are many walkaways in the negotiation.

در مذاکرات، راه‌های خروج زیادی وجود دارد.

his walkaways from the project were unexpected.

خروج‌های او از پروژه غیرمنتظره بود.

they discussed potential walkaways before finalizing the deal.

آنها قبل از نهایی کردن معامله، راه‌های خروج احتمالی را مورد بحث قرار دادند.

walkaways can occur if the terms are not favorable.

ممکن است در صورت عدم مطلوب بودن شرایط، راه‌های خروج رخ دهد.

she had several walkaways during her career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود چندین بار از پروژه خارج شد.

walkaways often indicate dissatisfaction with the process.

خروج‌ها اغلب نشان‌دهنده نارضایتی از روند هستند.

understanding walkaways can help improve future negotiations.

درک راه‌های خروج می‌تواند به بهبود مذاکرات آینده کمک کند.

walkaways are a natural part of business discussions.

خروج‌ها بخشی طبیعی از بحث‌های تجاری هستند.

he learned to handle walkaways gracefully.

او یاد گرفت که با ظرافت با خروج‌ها برخورد کند.

walkaways can sometimes lead to better opportunities.

خروج‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به فرصت‌های بهتر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید