wallplate

[ایالات متحده]/wɔːlpleɪt/
[بریتانیا]/wɔlpleɪt/

ترجمه

n. یک قطعه مسطح از ماده‌ای که دیوار را می‌پوشاند یا محافظت می‌کند، که غالباً برای پریزهای برق یا کلیدها استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wallplate cover

پوشش صفحه دیواری

wallplate installation

نصب صفحه دیواری

wallplate design

طراحی صفحه دیواری

wallplate type

نوع صفحه دیواری

wallplate outlet

خروجی صفحه دیواری

wallplate size

اندازه صفحه دیواری

wallplate color

رنگ صفحه دیواری

wallplate material

جنس صفحه دیواری

wallplate replacement

تعویض صفحه دیواری

wallplate adapter

آداپتور صفحه دیواری

جملات نمونه

the electrician installed a new wallplate for the outlet.

البرق‌کار یک صفحه دیواری جدید برای پریز برق نصب کرد.

make sure the wallplate is securely fastened.

مطمئن شوید که صفحه دیواری به طور ایمن محکم شده است.

we need to replace the damaged wallplate in the living room.

ما باید صفحه دیواری آسیب دیده را در اتاق نشیمن تعویض کنیم.

the wallplate should match the color of the wall.

صفحه دیواری باید با رنگ دیوار مطابقت داشته باشد.

he chose a decorative wallplate for the switch.

او یک صفحه دیواری تزئینی برای کلید انتخاب کرد.

there are various styles of wallplates available at the store.

مدل‌های مختلفی از صفحات دیواری در مغازه موجود است.

the wallplate covers the electrical wiring behind it.

صفحه دیواری سیم‌کشی برق پشت آن را پوشش می‌دهد.

installing a wallplate can improve the room's appearance.

نصب یک صفحه دیواری می‌تواند ظاهر اتاق را بهبود بخشد.

check if the wallplate is compatible with your device.

بررسی کنید که آیا صفحه دیواری با دستگاه شما سازگار است یا خیر.

he painted the wallplate to match the new decor.

او صفحه دیواری را به گونه‌ای رنگ کرد که با دکوراسیون جدید مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید