wallscreen

[ایالات متحده]/ˈwɔːlˌskriːn/
[بریتانیا]/ˈwɔlˌskrin/

ترجمه

n. صفحه نمایش؛ سطح نمایش بزرگ
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

wallscreen tv

تلویزیون دیواری

the wallscreen

دیواری

wallscreen display

نمایش دیواری

large wallscreen

دیواری بزرگ

wallscreened room

اتاق دیواری

install wallscreen

نصب دیواری

wallscreen shows

نمایش دیواری

widescreen wallscreen

دیواری گسترده

wallscreen in bedroom

دیواری در اتاق خواب

new wallscreen

دیواری جدید

جملات نمونه

the wallscreen displays the company logo.

پرده دیواری لوگوی شرکت را نمایش می دهد.

install a wallscreen in the conference room.

یک پرده دیواری در اتاق کنفرانس نصب کنید.

the wallscreen shows real-time data.

پرده دیواری داده های زمان واقعی را نمایش می دهد.

our wallscreen solution is cost-effective.

راه حل پرده دیواری ما اقتصادی است.

the wallscreen can be controlled remotely.

پرده دیواری می تواند از راه دور کنترل شود.

a high-resolution wallscreen enhances presentations.

یک پرده دیواری با رزولوشن بالا ارائه ها را بهبود می بخشد.

the wallscreen supports multiple input sources.

پرده دیواری منابع ورودی چندگانه را پشتیبانی می کند.

we need to calibrate the wallscreen.

ما نیاز به تنظیم پرده دیواری داریم.

the wallscreen requires minimal maintenance.

پرده دیواری نیاز به نگهداری کمی دارد.

customize your wallscreen with company branding.

پرده دیواری خود را با برند شرکت شخصی سازی کنید.

the wallscreen integrates with smart building systems.

پرده دیواری با سیستم های ساختمان هوشمند ادغام می شود.

mount the wallscreen on the lobby wall.

پرده دیواری را روی دیوار راهرو نصب کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید