wanked off
خودارضایی کرد
wanked about
خودارضایی کرد
wanked up
خودارضایی کرد
wanked around
خودارضایی کرد
wanked out
خودارضایی کرد
wanked on
خودارضایی کرد
wanked away
خودارضایی کرد
wanked at
خودارضایی کرد
wanked in
خودارضایی کرد
wanked down
خودارضایی کرد
he wanked off in the bathroom.
او در حمام خودارضایی کرد.
she caught him wanked while watching a movie.
او دید که او در حال خودارضایی کردن در حین تماشای فیلم است.
they joked about how he wanked during the game.
آنها درباره اینکه او در حین بازی خودارضایی کرده بود شوخی کردند.
after a long day, he wanked to relieve stress.
بعد از یک روز طولانی، او برای رفع استرس خودارضایی کرد.
he wanked before going to bed.
او قبل از خواب خودارضایی کرد.
wanked off in private, he felt a sense of relief.
او به صورت خصوصی خودارضایی کرد و احساس آرامش کرد.
they laughed when he admitted he wanked too much.
وقتی او اعتراف کرد که زیاد خودارضایی می کند، آنها خندیدند.
he often wanked to his favorite fantasies.
او اغلب برای تحقق فانتزی های مورد علاقه خود خودارضایی می کرد.
wanked in the shower, he enjoyed the moment.
او در حمام خودارضایی کرد و از آن لحظه لذت برد.
she found his wanked habits quite amusing.
او رفتارهای خودارضایی او را بسیار خنده دار می یافت.
wanked off
خودارضایی کرد
wanked about
خودارضایی کرد
wanked up
خودارضایی کرد
wanked around
خودارضایی کرد
wanked out
خودارضایی کرد
wanked on
خودارضایی کرد
wanked away
خودارضایی کرد
wanked at
خودارضایی کرد
wanked in
خودارضایی کرد
wanked down
خودارضایی کرد
he wanked off in the bathroom.
او در حمام خودارضایی کرد.
she caught him wanked while watching a movie.
او دید که او در حال خودارضایی کردن در حین تماشای فیلم است.
they joked about how he wanked during the game.
آنها درباره اینکه او در حین بازی خودارضایی کرده بود شوخی کردند.
after a long day, he wanked to relieve stress.
بعد از یک روز طولانی، او برای رفع استرس خودارضایی کرد.
he wanked before going to bed.
او قبل از خواب خودارضایی کرد.
wanked off in private, he felt a sense of relief.
او به صورت خصوصی خودارضایی کرد و احساس آرامش کرد.
they laughed when he admitted he wanked too much.
وقتی او اعتراف کرد که زیاد خودارضایی می کند، آنها خندیدند.
he often wanked to his favorite fantasies.
او اغلب برای تحقق فانتزی های مورد علاقه خود خودارضایی می کرد.
wanked in the shower, he enjoyed the moment.
او در حمام خودارضایی کرد و از آن لحظه لذت برد.
she found his wanked habits quite amusing.
او رفتارهای خودارضایی او را بسیار خنده دار می یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید