wanked

[ایالات متحده]/wæŋkt/
[بریتانیا]/wæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی ماضی wank

عبارات و ترکیب‌ها

wanked off

خودارضایی کرد

wanked about

خودارضایی کرد

wanked up

خودارضایی کرد

wanked around

خودارضایی کرد

wanked out

خودارضایی کرد

wanked on

خودارضایی کرد

wanked away

خودارضایی کرد

wanked at

خودارضایی کرد

wanked in

خودارضایی کرد

wanked down

خودارضایی کرد

جملات نمونه

he wanked off in the bathroom.

او در حمام خودارضایی کرد.

she caught him wanked while watching a movie.

او دید که او در حال خودارضایی کردن در حین تماشای فیلم است.

they joked about how he wanked during the game.

آنها درباره اینکه او در حین بازی خودارضایی کرده بود شوخی کردند.

after a long day, he wanked to relieve stress.

بعد از یک روز طولانی، او برای رفع استرس خودارضایی کرد.

he wanked before going to bed.

او قبل از خواب خودارضایی کرد.

wanked off in private, he felt a sense of relief.

او به صورت خصوصی خودارضایی کرد و احساس آرامش کرد.

they laughed when he admitted he wanked too much.

وقتی او اعتراف کرد که زیاد خودارضایی می کند، آنها خندیدند.

he often wanked to his favorite fantasies.

او اغلب برای تحقق فانتزی های مورد علاقه خود خودارضایی می کرد.

wanked in the shower, he enjoyed the moment.

او در حمام خودارضایی کرد و از آن لحظه لذت برد.

she found his wanked habits quite amusing.

او رفتارهای خودارضایی او را بسیار خنده دار می یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید