wardroom

[ایالات متحده]/ˈwɔːdruːm/
[بریتانیا]/ˈwɔrdˌrum/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی در یک کشتی که افسران در آن غذا می‌خورند و معاشرت می‌کنند؛ افسران یک کشتی به طور جمعی
Word Forms
جمعwardrooms

عبارات و ترکیب‌ها

officer wardroom

اتاق افسران

wardroom table

میز اتاق افسران

wardroom mess

غذاخوری اتاق افسران

wardroom discussion

بحث و گفتگو در اتاق افسران

wardroom meeting

جلسه اتاق افسران

wardroom etiquette

ادب اتاق افسران

wardroom staff

پرسنل اتاق افسران

wardroom events

رویدادهای اتاق افسران

wardroom policies

سیاست‌های اتاق افسران

wardroom facilities

امکانات اتاق افسران

جملات نمونه

the officers gathered in the wardroom to discuss the mission.

سرهنگ‌ها برای بحث در مورد مأموریت در اتاق غذاخوری گرد هم آمدند.

she prepared a special dinner in the wardroom for the crew.

او یک شام ویژه برای خدمه در اتاق غذاخوری آماده کرد.

the wardroom was decorated for the annual celebration.

اتاق غذاخوری برای جشن سالانه تزئین شده بود.

they held a briefing in the wardroom before the deployment.

آنها قبل از اعزام یک جلسه توجیهی در اتاق غذاخوری برگزار کردند.

after the exercise, the crew relaxed in the wardroom.

پس از تمرین، خدمه در اتاق غذاخوری استراحت کردند.

the wardroom serves as a social space for the officers.

اتاق غذاخوری به عنوان یک فضای اجتماعی برای افسران عمل می کند.

they discussed tactical plans in the wardroom late at night.

آنها طرح های تاکتیکی را شبانه در اتاق غذاخوری مورد بحث قرار دادند.

the wardroom was filled with laughter and camaraderie.

اتاق غذاخوری پر از خنده و رفاقت بود.

new officers were welcomed in the wardroom during the ceremony.

سرهنگ های جدید در طول مراسم در اتاق غذاخوری مورد استقبال قرار گرفتند.

he made a toast to the crew in the wardroom.

او در اتاق غذاخوری برای خدمه آرزو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید