| جمع | wardrooms |
officer wardroom
اتاق افسران
wardroom table
میز اتاق افسران
wardroom mess
غذاخوری اتاق افسران
wardroom discussion
بحث و گفتگو در اتاق افسران
wardroom meeting
جلسه اتاق افسران
wardroom etiquette
ادب اتاق افسران
wardroom staff
پرسنل اتاق افسران
wardroom events
رویدادهای اتاق افسران
wardroom policies
سیاستهای اتاق افسران
wardroom facilities
امکانات اتاق افسران
the officers gathered in the wardroom to discuss the mission.
سرهنگها برای بحث در مورد مأموریت در اتاق غذاخوری گرد هم آمدند.
she prepared a special dinner in the wardroom for the crew.
او یک شام ویژه برای خدمه در اتاق غذاخوری آماده کرد.
the wardroom was decorated for the annual celebration.
اتاق غذاخوری برای جشن سالانه تزئین شده بود.
they held a briefing in the wardroom before the deployment.
آنها قبل از اعزام یک جلسه توجیهی در اتاق غذاخوری برگزار کردند.
after the exercise, the crew relaxed in the wardroom.
پس از تمرین، خدمه در اتاق غذاخوری استراحت کردند.
the wardroom serves as a social space for the officers.
اتاق غذاخوری به عنوان یک فضای اجتماعی برای افسران عمل می کند.
they discussed tactical plans in the wardroom late at night.
آنها طرح های تاکتیکی را شبانه در اتاق غذاخوری مورد بحث قرار دادند.
the wardroom was filled with laughter and camaraderie.
اتاق غذاخوری پر از خنده و رفاقت بود.
new officers were welcomed in the wardroom during the ceremony.
سرهنگ های جدید در طول مراسم در اتاق غذاخوری مورد استقبال قرار گرفتند.
he made a toast to the crew in the wardroom.
او در اتاق غذاخوری برای خدمه آرزو کرد.
officer wardroom
اتاق افسران
wardroom table
میز اتاق افسران
wardroom mess
غذاخوری اتاق افسران
wardroom discussion
بحث و گفتگو در اتاق افسران
wardroom meeting
جلسه اتاق افسران
wardroom etiquette
ادب اتاق افسران
wardroom staff
پرسنل اتاق افسران
wardroom events
رویدادهای اتاق افسران
wardroom policies
سیاستهای اتاق افسران
wardroom facilities
امکانات اتاق افسران
the officers gathered in the wardroom to discuss the mission.
سرهنگها برای بحث در مورد مأموریت در اتاق غذاخوری گرد هم آمدند.
she prepared a special dinner in the wardroom for the crew.
او یک شام ویژه برای خدمه در اتاق غذاخوری آماده کرد.
the wardroom was decorated for the annual celebration.
اتاق غذاخوری برای جشن سالانه تزئین شده بود.
they held a briefing in the wardroom before the deployment.
آنها قبل از اعزام یک جلسه توجیهی در اتاق غذاخوری برگزار کردند.
after the exercise, the crew relaxed in the wardroom.
پس از تمرین، خدمه در اتاق غذاخوری استراحت کردند.
the wardroom serves as a social space for the officers.
اتاق غذاخوری به عنوان یک فضای اجتماعی برای افسران عمل می کند.
they discussed tactical plans in the wardroom late at night.
آنها طرح های تاکتیکی را شبانه در اتاق غذاخوری مورد بحث قرار دادند.
the wardroom was filled with laughter and camaraderie.
اتاق غذاخوری پر از خنده و رفاقت بود.
new officers were welcomed in the wardroom during the ceremony.
سرهنگ های جدید در طول مراسم در اتاق غذاخوری مورد استقبال قرار گرفتند.
he made a toast to the crew in the wardroom.
او در اتاق غذاخوری برای خدمه آرزو کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید