warehouser

[ایالات متحده]/ˈwɛəhaʊzə/
[بریتانیا]/ˈwɛrhaʊzər/

ترجمه

n. انباردار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

warehouser duties

وظایف انباردار

warehouser job

شغل انباردار

warehouser position

موقعیت انباردار

warehouser skills

مهارت‌های انباردار

warehouser training

آموزش انباردار

warehouser responsibilities

مسئولیت‌های انباردار

warehouser experience

تجربه انباردار

warehouser tasks

وظایف انباردار

warehouser operations

عملیات انبارداری

warehouser team

تیم انباردار

جملات نمونه

the warehouser organized the inventory efficiently.

انباردار موجودی را به طور کارآمد سازماندهی کرد.

as a warehouser, you must ensure all items are properly labeled.

به عنوان یک انباردار، شما باید اطمینان حاصل کنید که همه اقلام به درستی برچسب گذاری شده اند.

the warehouser reported a shortage of supplies.

انباردار از کمبود لوازم گزارش داد.

training new staff is part of a warehouser's responsibilities.

آموزش کارکنان جدید بخشی از مسئولیت های یک انباردار است.

the warehouser used a forklift to move heavy boxes.

انباردار از چنگال برای جابجایی جعبه های سنگین استفاده کرد.

every warehouser needs to follow safety protocols.

هر انبارداری باید از پروتکل های ایمنی پیروی کند.

the warehouser conducted regular maintenance on the equipment.

انباردار به طور منظم تعمیر و نگهداری تجهیزات را انجام می داد.

good communication is essential for a successful warehouser.

ارتباط خوب برای یک انباردار موفق ضروری است.

the warehouser managed the shipping and receiving of goods.

انباردار مدیریت حمل و نقل و دریافت کالاها را بر عهده داشت.

experience as a warehouser can lead to advancement in logistics.

تجربه به عنوان انباردار می تواند منجر به ارتقا در لجستیک شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید