warfarin

[ایالات متحده]/ˈwɔːfərɪn/
[بریتانیا]/ˈwɔrfərɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که برای جلوگیری از لخته شدن خون استفاده می‌شود؛ نوعی سم برای جوندگان

عبارات و ترکیب‌ها

warfarin dosage

دوز وارفارین

warfarin therapy

درمان با وارفارین

warfarin interaction

تعامل وارفارین

warfarin monitoring

نظارت بر وارفارین

warfarin side effects

عوارض جانبی وارفارین

warfarin management

مدیریت وارفارین

warfarin reversal

معکوس وارفارین

warfarin use

مصرف وارفارین

warfarin safety

ایمنی وارفارین

warfarin guidelines

دستورالعمل‌های وارفارین

جملات نمونه

warfarin is commonly used to prevent blood clots.

وارفارین معمولاً برای جلوگیری از تشکیل لخته‌های خونی استفاده می‌شود.

patients on warfarin need regular blood tests.

بیماران مصرف‌کننده وارفارین به آزمایش خون منظم نیاز دارند.

it is important to monitor your diet while taking warfarin.

در حالی که داروی وارفارین را مصرف می‌کنید، نظارت بر رژیم غذایی شما مهم است.

warfarin can interact with many other medications.

وارفارین می‌تواند با بسیاری از داروها تعامل داشته باشد.

doctors prescribe warfarin for various cardiovascular conditions.

پزشکان وارفارین را برای شرایط مختلف قلبی عروقی تجویز می‌کنند.

side effects of warfarin may include bleeding and bruising.

عوارض جانبی وارفارین ممکن است شامل خونریزی و کبودی باشد.

warfarin dosage must be adjusted based on inr results.

دوز وارفارین باید بر اساس نتایج INR تنظیم شود.

patients should inform their doctor about warfarin use before surgery.

بیماران باید قبل از جراحی پزشک خود را از مصرف وارفارین مطلع کنند.

warfarin therapy requires careful patient education.

درمان با وارفارین نیاز به آموزش دقیق بیمار دارد.

some foods can affect the effectiveness of warfarin.

برخی غذاها می‌توانند بر اثربخشی وارفارین تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید